تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 7

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٧
امير ارغون بدان التفات نمىنمود » ( ص 251 س 11 - 12 ) ، - « باز آنك بكرّات رسل باستلانت او مىرفت سر در چنبر طاعت دارى نمىآورد » ( ص 80 س 8 - 9 ) ، رجوع كنيد نيز بص 83 س 3 ، ص 100 س 1 ، ص 134 س 8 - 9 ، ص 229 س 19 - 20 ، ص 275 س 12 - 15 ، بازين - با اين : « بازين همه سلطان دل از دست نداد » يعنى با اين همه ( ص 140 س 7 ) ، - « بازين همه روى نگردانيد » ( ص 169 س 6 - 7 ) ، باقى ، - در باقى كردن ، گويا بمعنى چشم پوشيدن و بدور افكندن و پشت سر افكندن و نحو آن باشد : « آبى سرد خواست و بر سر ريخت يعنى تا بعد ازين گرم سرى در باقى كند » ( ص 188 س 18 - 19 ) ، شاعر گويد
اى دل مى و معشوق بكن در باقى * سالوس رها كن و مكن زرّاقى گر پيرو احمدى خورى جام شراب * زان حوض كه مرتضاش باشد ساقى
برزيدن - ورزيدن ( ص 14 س 3 ، ص 53 س 20 ، ص 186 س 2 ) ، بعد ما كه ، بمعنى بعد از آنكه ، بسيار مكرّر ، رجوع بمقدّمهء ج 1 ص قيا ، بقور ، جمع بقر يا بقرة ( ج 1 ص 45 س 9 و ص 79 س 7 ) در كتب لغت معتبره به نظر نرسيد ، بنوى ، - پى و اساس ديوار ظاهرا ، مرادف بنوره و بنه : « چون بنوى دين نبى قوى شد » ( ص 174 س 14 ) ، - « و با بىنوائى كار بنوى راه نوا را آهنگ كشيدند » ( ص 186 س 16 - 17 ) ، بى از آنك ، بمعنى بىآنكه و بدون آنكه ( ص 210 س 12 - 13 ) ، - ابو حنيفهء اسكافى گويد
بى از آن كامد از او هيچ خطا از كم و بيش * سيزده سال كشيد او ستم دهر ذميم
يعنى بىآنكه آمد ازو هيچ خطا ،