پاى داشتن ، انتظار كشيدن و درنگ كردن : « و پاى آن نداشت كه ايشان چه گويند برنشست تا به خانه رسيد » ( ص 232 س 2 - 3 ) ،
پاى برداشتن ، فرار كردن و گريختن : « من نجا برأسه فقد ربح را كار بست و . . . پاى برداشت و بشب پشت فراداد » ( ج 1 ص 68 س 5 - 6 ) ،
پايكارى ، رعيّتى و نوكرى در مقابل اميرى : « آنكس كه روزى اميرى كرده باشد باز پايكارى چون كند » ( ص 222 س 1 ) ،
پسر ، « پسر » مطلق در تضاعيف جهانگشاى غالبا مقصود از آن شاهزاده است يعنى كسى كه از اعقاب چنگيز خان باشد و « پسران » مرادف شاهزادگان است ،
پسرينه ، جنس پسر در مقابل مردينه و عورتينه : « و آنچ پسرينه بودند از فرزندان سلطان هرچند خرد بودند بكشتند » ( ص 200 س 8 ) ، رجوع نيز بمردينه و عورتينه ،
تحريص ، با صاد مهمله بمعنى ترغيب و تحريك : « تحريض و تحريص از دار الخلافه بودست » ( ص 86 س 5 ) ، در كتب لغت معتبره به نظر نرسيد ،
تصنيف ، اختراع : « و آن [ كمربند ] استعمال و تصنيف كوركوز بود » يعنى اختراع كوركوز بود ( ص 233 س 3 - 4 ) ،
تنگ ، هم تنگ ، هم وزن و همسنگ ، و تحت الّلفظى بمعنى عديل يعنى هر يك از دو لنگهء بار : « قاسم صباحت و ملاحت حسن او را با يوسف هم تنگ كرده » ( ص 152 س 2 - 3 ) ،
تيزى ، از آهنگهاى موسيقى ( ص 111 س 19 ) ،
تيغ ، يك تيغ ، متّحد و متّفق در جنگ : « سلاطين روم و شام و ارمن . . . در دفع او يك تيغ شده » ( ص 170 س 15 ) ،
جانب ، از جانب ، بمعنى امّا ، و امّا در باب : « و از جانب ادكو
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 8
مساهمون: عطا ملك جوينى
صمقدمهء مصحح ٨