خصايص لغوى ( باستثناء كلمات تركى و مغولى كه در آخر جلد سوّم درج خواهد شد )
آب ، - بر آب ، يعنى تند و باشتاب و سريعا : « سوداى خاك شادياخ آتش طمع خام را در وجود او چنان تيز كرد كه بر آب از كرمان بازگشت » ( ص 71 س 2 - 4 ) ، - « بر آب سلطان نيز متوجّه ناحيت بشكين شد » ( ص 183 س 19 ) ، - « بر آب از بادغيس چون آتش روان شدند » ( ص 221 س 7 ) ، - « ازين خبر سلطانشاه مجانيق را آتش در زد و خاكسار بر آب چون باد روان شد » ( ص 26 س 5 - 6 ) ، - چون آب ، بمعنى روان و بدون ترديد ظاهرا : « پدرش جواب چو آب مىداد كه خير و شرّ زمان را اندازهء معيّن است الخ » ( ص 127 س 15 ) ، - آب راه ، يعنى راه آب و مجراى آب ( ص 85 س 6 ) ،
اتّشاج يا ايشاج ، بمعنى اشتباك قرابت و اتّصال خويشى ، در كتب لغت معتبره به نظر نرسيد ( ص 37 س 2 ، ص 260 س 21 ) ،
احتصان ، متحصّن شدن در قلعه ، در كتب لغت معتبره به نظر نرسيد ( ص 83 س 5 ) ،
اراقت ، بول كردن ، يعنى اراقت ماء ( ص 232 س 7 ، 15 ) ،
ازناور ، لغت گرجى است بمعنى شريف و بزرگ قوم ( ص 173 س 9 ) ،
باديد - بديد و پديد ( بسيار مكرّر ) ،
باز - با : « و آبى كه افتادست باز نان برنخواهد آمد » يعنى با نان ( ص 82 س 15 - 16 ) ،
باز آنك ، يعنى با آنكه و با وجود آنكه ، رجوع بمقدّمهء ج 1 ص قيا ، چون « باز آنك زمان زمستان بود . . . بمدّت سيزده روز از آنجا بمرو آمد » ( ص 250 س 13 - 15 ) ، - « باز آنك كثرت برف از حركت مانع بود . . .