تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 4

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٤
مؤدّيان صلوة را از خواب بيدار مىكردند » بجاى « مىكرد » بتوهّم معنى آوازهاى مؤذّنان ( ص 161 س 6 - 7 ) ، 5 - عكس آن يعنى ارجاع ضمير مفرد بجمع ، چون « وعول وغول او را مىديد از شرم پياده‌روى و ترس خويش خود را نگونسار از كمر مىانداخت » يعنى مىديدند و مىانداختند ( ص 162 س 8 - 10 ) ، - « و از جوانب لشكرها درهم آمد » يعنى درهم آمدند ( ص 83 س 1 ) ، - « قبايل و شعوب مغول بسيارست » ( ج 1 ص 25 س 17 ) ، و دو سه سطر بعد : « و در آن وقت قبايل مغول موافق نبودند » ، 6 - حذف فعل از جملهء معطوفه بقرينهء فعل جملهء معطوف عليها ، خواه هر دو فعل از يك جنس باشند و اين طريقه اكنون نيز معمول است چون « جان به حق تسليم كرد و از منزل فنا بمرحل بقا كوچ » يعنى كوچ كرد ( ص 258 س 3 - 4 ) ، - « از قطب الدّين نيز ايلچى باعلام توجّه او بجانب بغداد برسيد و بر عقب قطب الدّين » يعنى بر عقب قطب الدّين برسيد ( ص 217 س 10 - 11 ) ، يا از يك جنس نباشند و اين استعمال اكنون مهجور است چون « امير ارغون . . . بازگشت و بعزّ و نواخت و سيورغاميشى مخصوص » يعنى مخصوص شد يا گشت يا گرديد ( ص 260 س 6 - 7 ) ، - « آنچ توانست از امتعه بيرون آورد و حواشى كه از قطب الدّين سلطان تحاشى مىكردند در مصاحبت او بر راه لور روان » يعنى روان شدند يا روان گشتند و نحو آن ، ( ص 216 س 9 - 10 ) ، - « چون وصول او بمازندران مقارن رحيل جنتمور افتاد و نوسال قايم مقام جنتمور » يعنى قايم مقام جنتمور بود يا شد يا گرديد و نحو آن ( ص 228 س 13 - 14 ) ، 7 - آوردن فعل معطوف به صورت مفرد غايب در صورتى كه فعل معطوف عليه متكلّم مع الغير است ، چون « آيات وعد و وعيد بر جماعت مخالفان . . . خوانديم و مقدّمات انذار و تحذير . . . تقديم فرمود » يعنى