تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 5

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٥
تقديم فرموديم ( ص 177 س 15 - 17 ) ، و اين طريقه و نظاير آن در عبارات قدما جدّا معمول بوده است ، رجوع كنيد بمقدّمهء ج 1 ص قيد - قيه و مقدّمهء جلد اوّل از لباب الألباب عوفى ص ى - يا ، 8 - همزهء اصليّه كه در اوايل بعضى از افعال است چون انديشيدن و انداختن و نحوهما معروف آن است كه در صورت ادخال حرف نفى « نه » يا باء مطيعيّه بر آن قلب بياء مىشود چون نينديشم و بينداخت ( مگر در صورتى كه بعد از همزه يائى باشد چون نايستاد و بايستاد ) ، ولى در نسخ قديمهء جهانگشاى بسيارى از اوقات ديده مىشود كه همزهء اصليّه همچنان بر قرار اصل باقى است چون « قصد يكديگر نه‌انديشيم » ( ص 206 س 15 ) - « نه‌انجامد » ( ص 127 س 18 ) ، - « بانداخت » ( ب ورق 124 ) ، - « نانديشيم » ( ايضا ورق 153 ) ، 9 - استعمال نام پدر يا جدّ بجاى نام خود شخص ، چون استعمال « بشير » بجاى محمّد [ بن ] بشير ( ص 85 س 15 - 17 ) ، و « خرميل » بجاى حسين [ بن ] خرميل ( ص 66 - 68 بسيار مكرّر ) ، و « خرنك » بجاى محمّد [ بن ] خرنك ( ص 52 س 12 ، 13 ، 17 ) و از اين قبيل است اكنون استعمال « منصور حلّاج » بجاى حسين [ بن ] منصور حلّاج ، 10 - ادخال ادات عموم افرادى « هر » بر جمع : « موافق شرايع و اديان هر انبياست » ( ص 44 س 8 از ج 1 ) ، 11 - استعمال تركيب تضمّنى يعنى تركيباتى كه حرف عطف در آن محذوف است مانند خمسة عشر در لغت عرب ، چون « آمد شد » ( ص 20 س 10 ، ص 224 س 11 ) ، - « شد آمد » ( ص 58 س 20 ، ص 272 س 2 ، ج 1 ص 78 س 21 ) ، - « افتان خيزان » ( ص 56 س 9 ) ، - « هايهوى » ( ص 79 س 18 ) ، ولى گاه « شد و آمد » ( ص 99 س 20 ) و « آمد و شد » ( ص 210 س 3 ) و « گفت‌وگوى » ( ص 79 س 19 ) ،