تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١

ذكر مسلّم شدن ملك سلاطين غور سلطان محمّد را

چون سلطان شهاب الدّين از دار دنيا به منزل عقبى رسيد غلامان او كه هر كس صاحب طرفى شده بودند آن مملكت را كه در حوز « 1 » هر يك بود باستقلال حاكم شدند ، ديلى « 2 » و حدود هندوستان را قطب الدّين ايبك يكچندى حاكم بود و چند غزو بزرگ در هند بر دست او برآمد و چون او گذشته شد و خلفى پسرينه « 3 » نداشت غلامى داشت بعقل و كياست مشهور التتمش « 4 » نام قايم مقام ايبك او را بر تخت نشاندند و بسلطان شمس الدّين « 5 » ملقّب شد و در اكثر « 5 » هندوستان و اطراف و اقطار ذكر او شايع شد و او را در غزوات و فتوحات آثار و اخبارست ، و بر طرف سند چون اوجا « 6 » و مولتان و لوهاوور « 7 » و برشاور « 8 » قباجه « 9 »
هامش
( 1 ) تصحيح قياسى يعنى در تصرّف و در حيازت ، - ج د ه : درخور ، ب بتصحيح جديد : در حوزهء ، آ : در حواره ، ( 2 ) كذا فى آ د ه يعنى دهلى ، ب ج : دبلى ؟ ؟ ؟ ، ( 3 ) ج ه : نرينه ، ( 4 ) تصحيح قياسى ، آ : التمش ، ج ه : التمش ، ب باصلاح جديد : ايلتمش ، د : شمس ، - شكّى نيست كه صواب التتمش با دو تاء است نه التمش با يك تاء چنان كه در بعضى نسخ جهانگشاى و طبقات ناصرى ديده مىشود ، صاحب طبقات ناصرى در مدح پسر التتمش مذكور بهرامشاه گويد از قصيدهء :اگر سلطانى هند است ارث دودهء شمسى * به حمد اللّه ز فرزندان توئى التتمش ثانىو نيز در مدح پسر ديگرش ناصر الدّين محمود گويد از مطلع قصيدهء :آن شهنشاهى كه حاتم بذل و رستم كوشش است * ناصر الدّنيا و دين محمود بن التتمش استو بديهى است كه اقتضاى وزن عروضى اين دو بيت التتمش با دو تاء است بلا شكّ نه التمش با يك تاء ، و ابن الأثير ويرا الترمش ( - التدمش ظ ) مىنامد و در بسيارى از نسخ قديمهء طبقات ناصرى و غيره نيز اين كلمه التتمش با دو تاء مسطور است ، و اينجا نيز هيأت نسخهء آ « التتمش » مؤيّد صريح اين فقره است ، ( 5 - 5 ) فقط در ب بخطّ حديد ، ( 6 ) ب : اوحا ، آ : او را اوجا ( كذا ) ، ج : اوما ، ( 7 ) ب د ه : لهاور ، ج : لوهاؤر ، ( 8 ) ه : پشاور ، د : برساور ، ب : برشاور ، ج : برستاور ، ( 9 ) آ : قباجه ؟ ؟ ؟ ، ب : قباجه ؟ ؟ ؟ ، ج : قناجه ، د : فناحه ، ه : فتاچه ،