تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 40

مساهمون:

ص٤٠
پسران ملكشاه را بزرگتر ايشان هندو خان « 1 » بخوارزم فرستاد و بتدابير صايب هايجات فتن و حادثات زمن بدان ضبط تسكين پذيرفت ، و سلطان پسر ديگر قطب الدّين محمّد « 2 » را بتكفّل و تدبّر مصالح خراسان بر عقب وزير مذكور بفرستاد چون برسيد وزير فراغتى از كار حاصل كرده بود و فتّانان را دفع بعد از دو روز در دوّم ذو الحجّه با خدمت سلطان مراجعت نمود و ملك قطب الدّين به كار كفايت امور خراسان اشتغال نمود تا هنگام آنك ميان قادر بوقو « 3 » و برادرزادهء او الب درك « 4 » وحشتى افتاد الب درك « 4 » بجند آمد و به خدمت سلطان رسولان فرستاد معلم به حال آنك اگر از جانب سلطان مددى يابد قادر بوقورا « 5 » از ميان بردارد و ملك او سلطان را مسلّم باشد انتقام خشم از چشم‌زخم گذشته بر اجابت قوم اجانب باعث آمد باحتشاد جنود [ و ] عقد بنود بجوانب رسولان فرستاد و ملك قطب الدّين را از شادياخ بازخواند چون بخوارزم رسيد در ربيع الأوّل سنهء اربع و تسعين و خمسماية از خوارزم باتّفاق روان گشتند و قادر بوقو « 6 » بر قصد الب درك « 7 » تا بجند تاختن آورد وصول او بجند و ملك قطب الدّين كه بر سبيل يزك در مقدّمه بود مقارن و موافق افتاد و تقدير آسمانى با بخت سلطانى مطابق از جانبين مصاف دادند و مصادمت نمود و قادر بوقو « 8 » منهزم شد و
هامش
( 1 ) ب د ه افزوده‌اند : را ، د اصل عبارت را اينطور دارد : پسر ملكشاه بزرگتر هندو خان را الخ ، ( 2 ) اين همان خوارزمشاه معروف است كه بعد از پدر ملقّب بعلاء الدّين شد چنان كه خواهد آمد ، ( 3 ) كذا فى آ واضحا ، ب : قادر يرعو ؟ ؟ ؟ ، ج : فاتر ؟ ؟ ؟ بوقو خان ، د : قادر يرغو ، ه . قاير بوقو ، ( 4 ) كذا فى آ ج ، د : آلب درك ، ه : البدرك ، ب : الب درك ، ( فى الموضعين فى النّسخ الخمس ) ، ( 5 ) آ : قادر بوقو ، ب : قادر يرعو ، ج : قاير ؟ ؟ ؟ بوقو خان ، د : قادر يرغو ، ه : قاير بوقو ، ( 6 ) آ . قادر بوقو ، ب : قادر برعو ؟ ؟ ؟ ، ج : قاير ؟ ؟ ؟ بوقو خان ، فاير بوقو ، د اصل جمله را ندارد ، ( 7 ) كذا فى آ ج ، ه : البدرك ، ب : الت درك ، د اصل جمله را ندارد ، ( 8 ) آ : قادر بوقو ، ب : قادر يرغو ؟ ؟ ؟ ، ج : قاير ؟ ؟ ؟ بوقو خان ، د : قادر برغو ، ه : قاير بوقو ،
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 40 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى