تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 38

مساهمون:

ص٣٨
وزير بود مرتّب كردند قتلغ اينانج « 1 » بمدد مياجق « 2 » برىّ آمد و روزى چند مصاحب يكديگر بودند ناگاه مياجق « 3 » مغافصة قتلغ اينانج « 4 » را بكشت و سر او را بخوارزم فرستاد ببهانهء آنك در خيال او خلاف بود سلطان از آن عذر شنيع و غدر ظاهر متأثّر شد و دانست كه امارات عصيانست امّا اظهار آن صلاح نديد تا چون نوبت سيّم در سنهء [ اثنتين و تسعين و خمسماية « 5 » ] عازم عراق گشت و وزير خليفه با لشكرى در همدان چون بمزدقان رسيد نزول كرد و بعد از روزى چند مصاف دادند لشكر بغداد جز استيمان پناهى نديدند سلطان بر عادت مستمرّ جان ايشان ببخشيد و باعزاز و اكرام تمامت ايشان را بازگردانيد و پيش از مصاف به چند روز وزير كه بر سرلشكر بود گذشته بود امّا حالت او را چنان مخفى داشتند كه تا بوقتى كه منهزم شدند بر حالت او واقف نگشتند سر آن مرده ببريدند و بخوارزم فرستادند و اين حركت نه لايق مروّت بودست و نه درخور سلطنت ، و آوازهء غلبهء سلطان در عراقين شايع گشت و بدين آوازه كار سلطان عالىتر شد و از اذربيجان اتابك اوزبك « 6 » از برادر خود گريخته بود نزديك سلطان آمد مورد او را عزيز داشت و همدان به دو ارزانى ، و سلطان از آنجا باصفهان حركت فرمود و
هامش
( 1 ) آ : قتلع ؟ ؟ ؟ اينانخ ؟ ؟ ؟ ، ب : قتلع ؟ ؟ ؟ اينانخ ؟ ؟ ؟ ، ج : قتلع اينانج ، د : قتلع ؟ ؟ ؟ اينانج ؟ ؟ ؟ ، ( 2 ) آ : مياحق ، ب : مناحق ؟ ؟ ؟ ، ج : مناحق ، د : مناحق ؟ ؟ ؟ ، ه : منابحوق ؟ ؟ ؟ ، ( 3 ) آ ب : مناحق ؟ ؟ ؟ ، ج : مناحق ، د : مناحق ؟ ؟ ؟ ، ه : ميانجوق ، ( 4 ) آ : قتلع ؟ ؟ ؟ اينانج ؟ ؟ ؟ ، ب : قتلع ؟ ؟ ؟ اينانج ؟ ؟ ؟ ، ج : قتلع اينانج د : قيلع اينانج ؟ ؟ ؟ ، ه : قتلغ اينانح ، ( 5 ) آ ب د بجاى اين كلمات بياض است ، ج ه ندارند بدون بياض ، - تعيين اين تاريخ از روى ابن الأثير در ذيل حوادث سنهء 591 ( طبع تورنبرگ ج 12 ص 73 ) گرديد ، و نيز از سابقه و لاحقهء كلام تقريبا يقين مىشود كه مقصود سنهء 592 است چه وصول تكش بعراق بعد از غزوهء جند است در سنهء 591 ( ص 34 ) و قبل از وفات پسر تكش ناصر الدّين ملكشاه در سنهء 593 ( ص 39 ) ، ( 6 ) كذا فى آ د ه ، ج : ازبك ، ب : اوربك ،