هزيمت داده بود و مال بسيار گرفته برادران در همدان به يكديگر رسيدند و بعد ما كه يكچندى مصاحبت نمودند و عيش و نشاط كردند ملكشاه بازگشت چون بخراسان رسيد ارسلانشاه را در شادياخ باستنابت مثال فرستاد و بر راه خوارزم روان شد و به خدمت پدر پيوست و از غيبت او در نشابور موادّ فساد تولّد كرد سبب آنك جماعتى شياطينآسا « 1 » كه در روزگار سلطان سليمان آثار « 2 » دست تسلّط ايشان « 3 » از ظلم و جور مغلول بود و شمشير غشم و حيف از قراب ارادت نه مسلول [ با ] پسر طغانشاه سنجر شاه « 4 » كه سلطان او را در حضن عاطفت و حصن رأفت تربيت مىفرمود و بواسطهء دو وسيلت كه ثابت داشت بمثابت فرزندان صلبى استمالت جانب او مىكرد يكى آنك مادر او در حبالهء سلطان بود و خواهر سلطان بعد از دختر در خانهء او [ از ] ادبار بخت و نحوست طالع بتسويل آن جماعت بر خلاف سلطان در پردهء خلاف جنگ مىساختند « 5 » بر آنك بانگ آن بيرون نيايد و تا بوقتى كه ميمنه و ميسره و پيش و پس برافرازند اين انديشه ظاهر نگردد و بر وفاق اين خلاف مادرش از خوارزم بنشابور زر و جواهر مىفرستاد تا اكابر و معارف شهر را بمال مغرور كند « 6 » و راى ايشان را از منهج راست دور اندازند « 7 » خود سرّ ايشان فاش شد و سنجر شاه را بخوارزم خواندند و بعد از آنك چشمهاى جهانبينش را ميل كشيدند موقوف كردند و نور بصر او بكلّى منقطع نشده بود و او آن را اظهار نكرده و اين رباعى « 8 » او راست
هامش
( 1 ) آ ج د : آسا را ، ب : اسارى ، ه : اسارى را ، - تصحيح قياسى ،
( 2 ) يعنى تكش ،
( 3 ) فقط در ب بخطّ جديد ،
( 4 ) ب د : شاه را ،
( 5 ) ب د ه : ساختند ، - اصل مقصود از عبارت اين است كه جماعتى با سنجر شاه پسر طغانشاه بر خلاف سلطان تكش در پرده افساد ميكردند ،
( 6 ) آ ج د ه : كند ،
( 7 ) ج د ه : اندازد ،
( 8 ) كذا فى آ ب د ، ج ه : بيت ، - اطلاق « رباعى » بر يك بيت از رباعى يا بر يك بيت كه به وزن رباعى است از خصايص اين كتاب است و سابق نيز ( ص 8 س 19 و ص 9 س 2 ) دو مرتبهء ديگر نظير اين فقره