خمسماية در مرغزار رادكان « 1 » طوس بر تخت سلطنت نشست و آوازهء او در اطراف و آفاق شايع شد و هيبت او در ضماير و خواطر خلايق تمكّن يافت و شعرا را در تهنيت جلوس او اشعار و خطب بسيارست و عمادى زوزنى را قصيدهايست مطلع آن
به حمد اللّه از شرق تا غرب عالم * بشمشير شاه جهان شد مسلّم
سپهدار اعظم شهنشاه گيتى « 2 » * نگينبخش شاهان خداوند عالم
تكش خانِ « 3 » ايل ارسلان بن اتسز * پدر بر پدر پادشا تا بآدم
خراميد بر تخت پيروز بختى * چو خرشيد بر تخت فيروزه « 4 » طارم
و سلطان عطايا و صلات بر شعرا خصوصا و بر خلايق عموما فايض كرد و در خريف اين سال با خوارزم معاودت نمود ، و ميان سلاطين غور و سلطانشاه مدّت « 5 » مصالحت اخوين مكاشفت « 6 » قايم بود و محاربت دايم تا بعد ما كه در جنگ مرو الرّوذ و پنجديه « 7 » سلطانشاه منهزم شد « 8 » و ركن قوّت و شوكت [ او ] منهدم از جانبين « 9 » صلاح در مصالحت ديدند ظاهرا مهادنه درهم پيوستند ، و سلطانشاه بر برادر تحكّمات مىنمود و ملتمسات بسيار مىكرد و چند حركت كه بر نقض عهد و نكث ميثاق دالّ بود ازو صادر شد سلطان از خوارزم بر قصد او در شهور سنهء ستّ و ثمانين « 10 » و خمسماية حركت كرد و بر ظاهر قلعهء سرخس كه برجال سلطانشاهى و ذخاير و آلات نامتناهى مشحون بود نزول كرد و قهرا و قسرا آن را بگرفت و خراب كرد و بجانب رادكان « 11 » مراجعت نمود
هامش
( 1 ) ج : راركان ،
( 2 ) ب ج د ه : دنيا ،
( 3 ) ج « ابن » بجاى « خان » ،
( 4 ) ه : پيروزه ، ج : پيروزه ،
( 5 ) آ ج : مدّتى ،
( 6 ) آ ب ج د : در مكاشفت ،
( 7 ) هذا هو الظّاهر و المطابق لابن الأثير فى حوادث سنهء 586 ، آ : نجدبه ؟ ؟ ؟ ، ب : نجد ؟ ؟ ؟ ، ج : نجديّه ، د ه ندارد ،
( 8 ) يعنى از غوريّه ( ابن الأثير سنهء 568 و 586 ) ،
( 9 ) يعنى سلطانشاه و غوريّه ،
( 10 ) د : ثلاثين ،
( 11 ) ج : راركان ،