تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 26

مساهمون:

ص٢٦
و در قتال و نزال مقاومت نمود « 1 » و ملكشاه بجانب پدر مجمّزان « 2 » متواتر مىداشت و در استعانت و استغاثت مكتوبات مىفرستاد بدين سبب تكش نيز توقّف ننمود و با حاضر لشكر « 3 » حركت كرد و از نسا يكى را از مفردان خاصّ فرمود تا گريخته‌وارى برفت و سلطانشاه را خبر داد كه تكش با لشكرى بزرگ بخراسان رسيد ازين خبر سلطانشاه مجانيق را آتش درزد و خاكسار بر آب « 4 » چون باد روان شد و چون سلطان « 5 » به شهر رسيد خرابيها را مرمّت فرمود و زمستان را عزيمت مشتاة مازندران بتقديم رسانيد و تمامت امراى خراسان كه تا اين غايت به خدمت او متوسّل نبودند « 6 » به دو متّصل شدند و بشمول عواطف و عوارف او ممتاز و متفرّد گشتند تا چون بهار از نقاب زمستان چهره گشاد و دنيا را از جمال خود بهره داد با خراسان معاودت نمود و در مرغزار رادكان « 7 » طوس نزول كرد و ميان او و سلطانشاه سفرا در اختلاف آمدند و صلحى درهم بستند و خوارزمشاه جام و باخرز و زير پل « 8 » از روى دوستكانى « 9 » بر كف سلطانشاه نهاد و سلطانشاه نيز اركان دولت او را كه منكلبك « 10 » مقيّد نزديك او فرستاده بود با خلع و تشريفات بازگردانيد و جانبين از شوايب « 11 » خلاف صافى و خراسان از طغاة و عداة پاك گشت و خوارزمشاه روز سه‌شنبه هجدهم جمادى الأولى سنهء خمس و ثمانين و
هامش
( 1 ) ب ج د : نمودند ( 2 ) د : محمّزان ، ب ه : مخبران ، ( 3 ) د : لشكر حاضر ، ه : حاضران لشكر ، ج كلمهء « حاضر » را ندارد ، ( 4 ) ه « و بىآب » بجاى « بر آب » ، - تركيب « بر آب » ظاهرا بمعنى تند و شتابان و سريعا و نحو ذلك استعمال ميشده است ، مثال ديگر : - « باز سوداى خاك شادياخ آتش طمع خام را در وجود او چنان تيز كرد كه بر آب از كرمان بازگشت » ( ورقa79 ) ، ( 5 ) ه : خوارزمشاه ، ج افزوده : تكش ، ( 6 ) ج : بودند ، د : نمودند ، ( 7 ) ج : راركان ، ( 8 ) كذا فى ه ، ا : ريربل ، د : زيربل ؟ ؟ ؟ ، ب : ريربل ؟ ؟ ؟ ، ج : ربرنك ، ( 9 ) د ه : دوستكامى ، ( 10 ) ا ب : منكليك ؟ ؟ ؟ ، ج ه : منكلى بك ، ( 11 ) ج : و از جانبين شوايب ،
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 26 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى