تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
و دويّم ربيع الآخر سنهء ثمان و ستّين و خمسماية « 1 » در خوارزم شد و بر تخت خوارزمشاهى نشست و هر كس از شعرا و بلغا در تهنيت او خطب و اشعار آوردند رشيد الدّين وطواط را كه در خدمت آباء او سنّ از هشتاد گذشته بود بمحفّهء پيش او آوردند گفت هر كس بر قدر خاطر و قريحه تلفيق تهنيتى كرده‌اند و « 2 » من بنده را « 3 » سبب ضعف به نيت و كبر سنّ قوى از كار فرومانده است بر رباعى كه سبيل تبرّك نظم افتادست اختصار مىرود :
جدّت ورق زمانه از ظلم بشست * عدل پدرت شكستها كرد درست اى بر تو قباى سلطنت آمده چست * هان تا چه كنى كه نوبت دولت تست
و تكش آيين عدل و دادگسترى پيش گرفت و فرما « 3 » را با قضاى حقّ او با عزاز و اكرام بازگردانيد ، و والدهء سلطانشاه از نفايس جواهر و اجناس ذخاير بملك مؤيّد هديها فرستاد و ملك خوارزم و عرصهء آن برو عرضه كرد و از ميلان اهالى و عساكر خوارزم بجانب مادر و پسر لافها مىزد تا ملك مؤيّد نيز بقول ايشان مغرور شد و وسوسهء شياطين آمال در ملك و مال او را از منهج صواب دور انداخت و لشكرهاى پراكنده جمع كرد و با سلطانشاه و مادرش عازم خوارزم شدند چون بسوبرلى « 4 »
هامش
( 1 ) از اينجا معلوم مىشود كه در ص 16 س 8 نسخهء ج « خمس و ستّين و خمسماية » اصحّ از نسخ ديگر « ستّين و خمسماية » است ، چه بنابر نسخهء ج فاصلهء بين وفات ايل ارسلان و جلوس پسرش تكش در خوارزم تقريبا سه سال مىشود و بنابر نسخ ديگر هشت سال و اين اخير مستبعد است بخصوص كه ابن الأثير وفات ايل ارسلان و جلوس تكش هر دو را در يك سال يعنى سنهء 568 ذكر مىكند ، ( 2 - 2 ) ه : اين بنده را ، ب مرا ، آ د ندارد ، ( 3 ) كذا فى جميع النّسخ ، ( 4 ) كذا فى آ ، ج : بسوبرلى ؟ ؟ ؟ ، ب : بسوبرلى ؟ ؟ ؟ ، ه : بسوترنى ، د : بسورى ، - سوبرلى بليدة على عشرين فرسخا من خوارزم ( ابن الأثير در سنهء 568 ) ، و در معجم البلدان « سوبرنى » با نون چاپ شده است ،
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 18 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى