تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 16

مساهمون:

ص١٦
« 1 » بفروسيّت و بدار « 1 » از ديگر غلمان مستثنى و ممتاز بود كار خراسان در اضطراب و تشويش بود و سلطان محمود را در رمضان سنهء سبع و خمسين و خمسماية از شهرستان نشابور بيرون آورد « 2 » و چشم او را ميل كشيد و در قلعهء كه در آنجا محبوس « 3 » بود وفات يافت و « 4 » در شهور سنهء ثمان « 5 » و خمسين « 6 » و خمسماية خوارزمشاه با لشكرى جرّار و عسكرى كرّار متوجّه شادياخ شد و مدّتى او را « 7 » در شادياخ حصار داد تا سفرا از جانبين در ميان آمدند و مصالحه كردند و با خوارزم مراجعت نمود ، و در شهور سنهء ستّين و خمسماية « 8 » از حشم ختاى و ماوراء النّهر جمعيّتى شگرف ساختند بر قصد او چون آوازهء ايشان بشنيد مستعدّ حرب گشت و در
هامش
دولته » ، قاضى احمد غفّارى مؤلّف تاريخ جهان‌آرا بواسطهء تصحيف نسّاخ اين كلمه را « آينه » خوانده و وجه تسميهء غريبى براى آن اختراع كرده گويد كه چون آينهء سلطان سنجر پيش او ميبود بمؤيّد آينه اشتهار يافت ، و مجعول بودن اين وجه تسميه واضح‌تر از آنست كه بردّ و ابطالى احتياج داشته باشد ، - امّا كلمهء آى ابه ( ايبه ) از اعلام معمولهء تركى است از جمله جمال الدّين ايبه با نسخه بدل آى ابه ( ج 1 ص 116 ) ، و مركّب است از « آى » يعنى ماه كه در اعلام آى دغدى و آيتغدى ( ماه طلوع كرد ) و آى دغمش و آيتغمش ( ماه طلوع كرده ) و آيدمر ( ماه آهن ) و آى برس ( ماه يوز ) و آيتكين ( ماه امير ) و غيرها ديده مىشود ، و از « ابه » ( ؟ ) كه در اعلام قتلغ ابه ( فهرست تاريخ السّلجوقيه للبندارى طبع هوتسما ) و ارسلان ابه ( ايضا ) و بوازيه ( ايضا ) و بك ابه ( ابن الأثير ج 11 ص 15 - 17 و غيره ) و كج ابه ( ايضا ج 11 ص 22 ، 23 ) و غيرها مشاهده مىشود 2 ، ( 1 - 1 ) كذا فى آ ، ج : بفروست و آراى ( كذا ) ، د : بفروسيت ( فقط ) ، ه : بفروسيت و بداد ، ب باصلاح جديد : بدانائى و دلاورى ، ( 2 ) يعنى مؤيّد ايبه محمود خان را از نشابور بيرون آورد ، ( 3 ) كذا فى ب بخطّ جديد و ه ، آ ج : محاصره ، د : محاصر ، ( 4 ) آ ب ج و او را ندارند ، ( 5 ) كذا فى د ، ب : اثنتى ، ج : اثنى ، ا : اثنى ؟ ؟ ؟ ، ه : 2 ، و صواب ظاهرا نسخهء د است چه حوادث سنهء 557 گذشته و حوادث سنهء 560 خواهد آمد و ما بين اين دو سنه مناسب ذكر سنهء 558 است نه 552 يا 562 بطبق ج ، ( 6 ) ج : ستّين ، ( 7 ) ب باصلاح جديد : مؤيّد را ، ( 8 ) ج : خمس و ستّين و خمسماية ، - و احتمال قوى دارد كه همين صواب باشد چنان كه از ملاحظهء مابعد معلوم خواهد شد ، و ابن الأثير اين واقعه را در سنهء 567 ذكر مىكند ،