ارسلان ايشان را استمالت داد و در جمادى الآخرهء اين سال متوجّه ما وراء النّهر شد خان سمرقند آوازهء حركت او بشنيد بحصار تحصّن جست و تمامت صحرانشينان تراكمه كه از قراكول « 1 » تا بجند بود با خود در سمرقند برد و از قراختاى « 2 » استمداد كرد ايلك تركان را با ده هزار سوار بمدد او فرستادند « 3 » خوارزمشاه از بخارا بعد ما كه اهالى آن را بمواعيد مستظهر كرده بود عازم سمرقند شد و خان سمرقند نيز لشكرها عرض داد و لشكر بر دو جانب آب سغد نزول كردند و جوانان لشكر بر سبيل مطارده كرّ و فرّى مىنمودند ايلك تركان چون خوارزمشاه و لشكر او را بديد در « 4 » تذلّل و تواضع گرفت و ائمّه و علماى سمرقند بتشفّع و تضرّع درآمدند و صلح جستند خوارزمشاه نيز سخن ايشان قبول كرد و امراى قرلغ « 5 » را باحترام و اكرام تمام با مقام خويش رسانيد و خوارزمشاه با خوارزم مراجعت كرد ، و بعد از وفات « 6 » سلطان « 7 » محمود خان بر تخت نشسته بود و از سبب غزّ « 8 » و استيلاء مؤيّد ايبه « 9 » كه از غلماندار سنجرى
هامش
( 1 ) د : قراكوك ،
( 2 ) ج : قراخان ،
( 3 ) كذا فى ب : باصلاح جديد ، ا ج د ه : فرستاد ،
( 4 ) د كلمهء « در » را ندارد ،
( 5 ) كذا فى ا د ، ب :
قرلع ، ه : قرلق ، ج ندارد ،
( 6 ) د افزوده : سلطان سنجر ،
( 7 ) يعنى سلطان سنجر ،
( 8 ) ا : غر ، د : عز ،
( 9 ) ا : انيه ، ب :
اينه ، د : اننه ؟ ؟ ؟ ، ج : اللّه ، ه : فلان ( بجاى مؤيّد ايبه ) ، - متن تصحيح قياسى است ، در جميع كتب تواريخ نام اين شخص آى ابه يا ايبه مخفّفا مسطور است از جمله اصل تاريخ السّلجوقيّه لعماد الدّين الكاتب نسخهء پاريس (b307 .f، 1245Arabe) ، و اختصار آن للبندارى طبع هوتسما ص 284 : « ثمّ استولى الأمير المؤيّد آى ابه بنيسابور » ، و راحة الصّدور للرّاوندي نسخهء قديمهء پاريس (a - b76 .f، 1314 .Suppl . Pers) سه مرتبه :
« مؤيّد اى ابه » ، و ابن الأثير طبع تورنبرگ ج 11 ص 118 - 271 قريب ببيست مرتبه لقب و نام او را « المؤيّد اى ابه » نوشته است از جمله ص 121 : « كان للسّلطان سنجر مملوك اسمه اى ابه و لقبه المؤيّد » ، و ابن فندق البيهقى كه معاصر همين پادشاه بوده و كتابى در تاريخ بيهق به زبان پارسى بنام او تأليف نموده ( رجوع بسابق ص 1 ح 2 ) و يك نسخهء نفيسى از آن در موزهء بريطانيّه موجود است در اواخر كتاب ورقa166 از او اينطور تعبير مىكند : « مؤيّد الدّولة و الدّين خسرو خراسان اى ابه خلّد اللّه