تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 17

مساهمون:

ص١٧
مقدّمه لشكركش « 1 » خويش عيار بك را كه از قرلغان « 2 » ماوراء النّهر بود بآمويه فرستاد پيش از وصول او لشكرها از جانبين مصادمت كردند لشكر عيار بك منهزم شد و او گرفتار و ايل ارسلان بيمار شد چون بخوارزم رسيد در نوزدهم رجب اين سال « 3 » وفات كرد ، پسر خردتر او سلطانشاه كه ولىعهد او بود قايم مقام پدر بر تخت خوارزمشاهى نشست و مدبّر ملك مادر او ملكه تركان بود ، برادر بزرگتر او تكش در جند بود بطلب او رسولى فرستادند از آمدن ابا نمود به قصد او لشكر تعبيه كردند تكش خبر يافت عنان برتافت و عزيمت دختر خان خانان قراختاى « 4 » كرد كه در آن وقت اسم خانى داشت و مدبّر كار ملك شوهر او فرما « 5 » بود چون تكش بديشان رسيد « 6 » بخزاين و اموال خوارزم مواعيد داد و قرار نهاد كه چون خوارزم مستخلص شود هر سال مالى بفرستد فرما را با لشكرى انبوه با تكش بهم بفرستاد « 7 » چون بر « 8 » خوارزم مطّلع « 9 » شدند « 10 » سلطانشاه با مادر پيش از محاربه و مجادله راه راست در پيش گرفتند تا بملك مؤيّد متّصل شدند و تكش روز دوشنبه بيست
هامش
( 1 ) د كلمهء « كش » را ندارد ، ( 2 ) د : قراخان ، ( 3 ) يعنى سنهء 560 يا 565 بر حسب اختلاف نسخ در چهار پنج سطر پيش ( ص 16 س 8 ) و فرض ثانى اقرب بواقع است ، و ابن الأثير وفات ايل ارسلان را در سنهء 568 ذكر مىكند ، ( 4 ) د : قراخطا ، ج : قراخان ، ( 5 ) كذا فى جميع النّسخ اى بالفاء و الرّاء المهملة ، و در ابن الأثير طبع تورنبرگ نام او همه‌جا « قرما » با قاف طبع شده است ، ( 6 ) آ ب د افزوده : و ، ( 7 ) در حاشيهء نسخهء ج در اين موضع نوشته : - « حاشيهء محمّد منجّم ، چون تكش لشكر بر سلطانشاه نامزد كرد سلطانشاه اين رباعى نوشت و بتكش فرستادهرگه كه سمند عزم من پويه كند * دشمن ز نهيب تيغ من مويه كند اينجا برسول و نامه برنايد كار * شمشير دو رويه كار يكرويه كند »( 8 ) ب بخطّ الحاقى « اهل » بجاى « بر » ، ( 9 ) يعنى مشرف ، يقال اطلع رأسه اذا اشرف على شئ و كذلك اطّلع و قد اطلعت من فوق الجبل و اطّلعت بمعنى ( لسان ) ، ( 10 ) ا ب ج ه افزوده‌اند : و ،