يافت سلطان گفت حقوق خدمت او بر ذمّت ما بسيارست ايذاى او در مذهب كرم و مرحمت ما ممنوع و محظور است ، و چون اتسز بخوارزم رسيد شيوهء تمرّد و عصيان پيش گرفت و روزبروز آن وحشت از جانبين زيادت مىگشت و به جائى رسيد كه سلطان سنجر در محرّم سنهء ثلاث و ثلثين و خمسماية بر قصد او بخوارزم رفت خوارزمشاه در مقابل لشكر او لشكر بداشت و صف كشيد و بىابتداى محاربتى سبب آنك دانست كه پاى لشكر بسيار ندارد روى بهزيمت نهاد پسر اتسز آتليغ « 1 » را بگرفتند و به خدمت سلطان آوردند بفرمود تا هم در حال او را به دو نيم زدند و خوارزم ببرادرزادهء خود سلطان سليمان بن « 2 » محمّد داد و با خراسان مراجعت كرد خوارزمشاه اتسز با خوارزم آمد سلطان سليمان ازو منهزم شد و با نزديك سلطان سنجر آمد و اتسز بر شيوهء تمرّد و عصيان بود تا چون سلطان سنجر در سنهء ستّ و ثلثين و خمسماية در مصافّ ختاى بر در سمرقند شكسته شد و منهزم ببلخ آمد و آن حكايت مشهورست اتسز در اثناى اين حالات انتهاز فرصت جست و بمرو آمد و قتل و غارت بسيار كرد و بخوارزم بازگشت و از مكاتباتى كه « 3 » ميان حكيم حسن قطّان « 4 »
هامش
( 1 ) كذا فى حاشية ب ، متن ب : ابليغ ؟ ؟ ؟ ، ا ج ه : ابليغ ، د : ابليغ ، - اتليغ بتركى بمعنى سوار و بمعنى شخص معروف و مشهور است ، ( قاموس پاوه دو كورتى ) ،
( 2 ) آ كلمهء « بن » را ندارد ،
( 3 ) كذا فى جميع النّسخ الى « ثبت افتاد » بدون ذكر صلهء براى « كه » موصوله ،
( 4 ) عين الزّمان حسن قطّان مروزى از مشاهير علما و حكماى قرن ششم بوده ترجمهء حالى از او در اواخر كتاب تتمّهء صوان الحكمة للبيهقى مسطور است ( فهرست كتابخانهء ليدن تأليف دزى ج 2 ص 294 ) ، و اوست واضع دو شجرهء اخرب و اخرم براى تسهيل استخراج اوزان بيست و چهارگانهء رباعى ( المعجم فى معابير اشعار العجم لمحمّد بن قيس الرّازى طبع ادوارد برون و راقم سطور ص 91 ) ، در سنهء 536 كه اتسز خوارزمشاه مرو را قتل و غارت نمود كتابخانهء حسن قطّان كه مشتمل بر عدّهء كثيرى از كتب نفيسه بوده در آن ضمن تلف گرديد حسن قطّان گمان ميكرد كه غارت كتابخانهء او باشارهء رشيد وطواط بوده و وى آن كتب را تصرّف كرده است ،