دست تفأّل « 1 » مردمان پاى بستهء عزلت و انزوا بود او را بركشيد و انّ الظّالمين بعضهم اولياء بعض چون در پى او حالت او واقع شد « 2 » هر كس از اهل عصر درين باب نظمى تلفيق دادهاند ، يكى راست از آن طايفه
يا لهف على فوت ثمال « 3 » الّدين * كانت ببقائه معالى الّدين
بالجصّ على مرقده قد كتبوا * هذا عمل الصّدر جمال الّدين
و در تبريز شاعريست او را زجاجى « 4 » گويند اين قطعه گفته است
اى مبارك قدم جمال على * عالمى گشت شادمان از تو
تا بطوسش برفتى اندر پى * عاقبت هم نبرد جان از تو
مىنيايد برون ز هيبت تو * صاحبا صاحب الزّمان از تو
بهزيمت برفت از تبريز * مدبرا خواجهء جهان از تو
هيچ مخلوق از تو جان نبرد * گر گريزد به آسمان از تو
و ديگرى راست از اهل روزگار
لقد مات من احيا رسوما ذميمة * من الظّلم و استعصى على اللّه ماردا
اتانا « 5 » نعىّ « 6 » حين كان نعيّه * على الكبد الحرّى اريرق ؟ ؟ ؟ « 7 » باردا
فيا سادتى عشتم بخير تناشدوا * سألت بريدا عن خراسان واردا « 8 »
هامش
( 1 ) ج : نفّاك ؟ ؟ ؟ ، آ : نفاك ؟ ؟ ؟ ،
( 2 ) يعنى چون پس از نصب جمال الدّين شرف الدّين فوت شد ،
( 3 ) ب : بمال ؟ ؟ ؟ ، آ ج د : بمال ، ه ز : جمال ، - تصحيح قياسى ،
( 4 ) آ : رجاحى ، ب : زحاجى ، ه : زجاحى ، د : حاجى ، ج ندارد ،
( 5 ) تصحيح قياسى ، - آ ج د ز : اتاه ه : اثاه ، ب : اثاه ؟ ؟ ؟ ،
( 6 ) نعىّ بر وزن فعيل مرادف نعى است بر وزن ظبى يعنى خبر مرگ كسى ،
( 7 ) كذا فى آ ج ، د : اويرق ، ب ز : اريق ؟ ؟ ؟ ، ه : ارير ، - تصحيح اين كلمه بهيچوجه ميسّر نشد ،
( 8 ) تضمين مصراع اوّل است از دو بيت مشهور كه صاحب ابن عبّاد بعد از وفات ابو بكر خوارزمى گفته است و هما :سألت بريدا عن خراسان واردا * امات خوارزميّكم قيل لى نعم
فقلت اكتبوا بالجصّ من فوق قبره * الا لعن الرّحمن من كفّر النّعم