فهو كسب الأنذال . . . و ان لم تجد من المدح بدّا فكن كالملك المرادىّ حين مدح فجمع فى المدح بين نفسه و بين الممدوح فقال
احللت رحلى فى بنى ثعل * انّ الكريم للكريم محل »
از اينجا معلوم مىشود كه اين جمله مصراعى است از بيتى و نيز آنكه صواب نسخهء ز است كه مطابق محاضرات است ،
( 6 ) ص 148 س 1 ، 3 ، 6 ، سدوستان ، اين كلمه در بعضى از كتب مسالك و ممالك عرب مانند اصطخرى ص 172 ، 175 ، 179 ، و مقدّسى ص 477 ، و ابن خرداذبه ص 56 « سدوسان » بدون تاء مسطور است و ابو الفداء نيز در تقويم البلدان ص 348 همين قسم ضبط مىكند : « سدوسان بفتح السّين و ضمّ الدّال المهملة و واو ثمّ سبن مهملة ثانية مفتوحة و الف و نون مدينة غربىّ نهر مهران عن ابن حوقل و هى خصبة كثيره الخير حولها قرى و رستاق و هى جليلة ذات اسواق » ولى مخصوصا در ابن حوقل كه ابو الفدا از آن نقل مىكند ( ص 227 ، 230 ، 234 از طبع دخويه ) همه جا سدوستان مانند متن اينجا باضافهء تاء دارد ،
( 7 ) ضبط منكبرنى ، ص 165 س 19 ، منكبرنى ، هم در ضبط اين كلمه و هم در وجه تسميه و مفهوم آن اختلاف بسيار است ، و تاكنون به نظر راقم سطور نرسيده كه جائى اين كلمه را صراحة ضبط كرده باشند ولى در اغلب نسخ قديمهء فارسى و عربى كه اين جانب تتبّع كرده است غالبا اين كلمه را در كمال وضوح منكبرنى ( بميم و نون و كاف و باء موحّده و راء مهمله و نون و در آخر ياء آخر حروف ) نوشتهاند ، و عمدهء اختلاف در حرف ماقبل آخر است كه آيا نون است كما عليه اغلب النّسخ يا تاء مثنّاة فوقيّه چنان كه بعضى از مستشرقين اروپا