تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 274

مساهمون:

ص٢٧٤
نزديكترست چه اگر او ازين سخن خلاص يابد تو مرد ميدان او نيستى چون از آنجا روان شدند و نزديك توراكينا خاتون رسيد بواسطهء كينهء قديم كه با او در سينه داشت كار او را مهمل ماند و مصالح او مختلّ گذاشت و با امير ارغون عنايتى بىشمار و اهتمام بسيار داشت « 1 » كار او « 2 » بواسطهء امير ارغون ساخته شد و مثال ستد و چهار هزار بالش زر تقرير كرد كه بقاياى خراسان و مازندران است و تحصيل آن را متقبّل شد و بدين سبب در خدمت امير ارغون بازگشت و چون بخراسان رسيد تمامت مصالح پيش گرفت ،
غلب الزّمان بجدّه فسما به * و كبا الزّمان لوجهه و الكلكل « 3 »
و امير ارغون نيز مهمّات با او گذاشت چون بدهستان رسيد از طرف باتو بطلب او آمدند بواسطهء اهتمام و اعتبار امير ارغون و علّت قبول بقايا از آن ورطه نيز بعدما كه چندگاه او را يارغو كردند چون خصمى در مقابل نبود خلاص يافت ، در آن وقت كه او بازرسيد امير ارغون بتبريز رسيده بود او نيز عنان بازنكشيد تا به خدمت او پيوست و تا كوركوز در ربقهء حياة باقى بود بر زيادتى اقدام نمىتوانست كرد چون خبر واقعهء او بشنيد آنچ همّت بليد « 4 » و طويّت پليد « 5 » او اقتضاى آن مىنمود و جبلّت او بر آن مجبول بود و نهاد او بر آن مشمول از اثارت نواير ظلم و هيجان غدر ابتدا كرد ع ، و كلّ اناء بالّذى فيه يرشح ، قبول مالى را كه ملتزم شده بود و عشر عشير آن بوجه معامله بر هيچ موضعى باقى نمانده بمصادره و مطالبه آغاز نهاد و محصلان بتمامت ممالك مسمّى « 6 » بر هر
هامش
( 1 ) يعنى توراكينا خاتون ، ( 2 ) يعنى كار شرف الدّين ، ( 3 ) من ابيات لأبى محمّد اليزيدى مذكورة فى الحماسة ، انظر شرح الحماسة للخطيب التّبريزى طبع بولاق ج 4 ص 57 ، ( 4 ) كذا فى ه ز ، آ : بليد ؟ ؟ ؟ ، ب : بليد ؟ ؟ ؟ ، ج : بليذ ، د : پليد ؟ ؟ ؟ ، ( 5 ) كذا فى ه ، آ ب : تليد ؟ ؟ ؟ ، ز : تليد ، ج د ندارند ، ( 6 ) گويا مراد از مسمّى مال مقرّر يا ماليّات اجبارى و نحو ذلك بايد باشد و بعد ازين مكرّر اين كلمه را در همين معنى استعمال خواهد كرد ،