اتمام آن خير خبر وصول ايلچيان برسيد كوركوز التزام احتياط را شخصى بسبزوار فرستاد تا مصلحت او در توقّف دارند و تعجيل نكنند و فى التّأخير آفات و عن علىّ عليه السّلام عرفت ربّى بفسخ العزائم و نقض الهمم ، محمود شاه سبزوار دانست كه مزاج جهان موافق انديشهء او گشته است و تيغ خلاف از نيام زمان كشيده و خفتگان فتنها بيدار شده و بچگان ايّام از مادر امان بيزار گشته اعزاز او آغاز نهاد و اكرام او التزام كرد تا چون ايلچيان رسيدند و كوركوزا را بگرفت باستحضار او ايلچى فرستادند و او را بياورد هنوز بازنرسيده بود كه دست بظلم و عدوان گشاده كرد و قصد سرايا « 1 » و جور بر رعايا پيش گرفت ، عادة ترضّعت بروحها تنزّعت « 2 » ، و عهود و مواثيقى را كه در ايّام خلوت و ليالى محنت با حضرت عزّت و جلالت بسته بود نقض كرد قال اللّه تعالى
فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ
آنچ در وقت گنجيد و توانست از مصادره و مطالبه بجاى آورد و در مصاحبت ايلچيان متوجّه حضرت گشت چون باردوى الغايف « 3 » رسيد خواست تا در يارغو با كوركوز سخنى گويد و مجادلهء زند چنان كعبتين او را باز ماليد كه زفانش در ششدر كلالت و روانش در حجاب دهشت و خجالت ماند از امرا يكى روى به دو نهاد و گفت كه كوركوز را سبب زلّتى و عثرتى كه ازو روايت كردهاند اين حادثه پيش آمد نه بكفايت تو درين واقعه افتاد اعتذار به حال تو از نقار بصلاح كار
هامش
( 1 ) گويا مقصود مصنّف از اين كلمه سراة است جمع سرىّ يعنى نجبا و اشراف قوم ولى استعمال سرايا در اين معنى درست نيست چه سرايا جمع سريّه است بمعنى زن نجيبه و شريفه يا بمعنى دسته از لشكر ،
( 2 ) گويا اين عبارت از امثال مستحدثهء ملحونهء مولّدين است و ترضّع از باب تفعّل در لغت ظاهرا نيامده است و همچنين تنزّع بمعنى كندن يا كنده شدن كه در اينجا مقصود است مسموع نيست بلكه تنزّع بمعنى آرزو كردن و كشيدن ميل انسان است بسوى چيزى ، و بنابرين معلوم نيست ترضّعت و تنزّعت در اين مثل مصنوعى بصيغهء معلوم است يا مجهول ،
( 3 ) آ : الغايف ، ب : الغ ايف ؟ ؟ ؟ ، ه ز : الغانف ، ج ندارد ،