باسم وكيل خرجى كوركوز موسوم چون مرتبهء كوركوز بالا گرفت كار او نيز به نسبت رونقى گرفت تا چون قصد شرف الدّين آغاز نهاد او در آن كار مبالغت نمود تا او را بگرفتند و دو شاخ نهادند و جايگاه وزارت باصيل روغدى « 1 » تفويض كرد او در ابتدا نحّاسى « 2 » بود در ديوان در جمع صدور و اعيان بىدهشت ضراط و حباق ازو روان « 3 » ، فى الجمله بإنهاى حال شرف الدّين تيمور ايلچى مذكور را به حضرت روان كرد و بر عقب خود « 4 » نيز روان شد ايلچى در راه پيش او آمد و او را « 5 » از حالت قاآن و رفتن او « 5 » خبر داد « 6 » و بعد از او حالت جمع [ در ] هم افتاد « 6 » ، و او « 7 » در راه با يكى از امراء بزرگ جغتاى كه انتساب قرابت داشته بود با اوروغ چنگز خان مقالتى داشته است و از راه بزرگ منشى جواب سخت داده چون در ميان ايشان سخن از موى سر و تيغ تيز باريكتر باشد سخنى برو دق كرده بودند راست يا دروغ برو بسته ع ، و ما اعتذارك من شىء اذا قيلا « 8 » ، و كوركوز از راه سبب فزع آن احوال بازگشت آن امير اين حديث انها مىكند و در اثناى آن رسولى كه شرف الدّين در خفيه فرستاده بود جاىگير آمد خواتين و پسران جغاتاى و ديگر پسران ارغون و قربقا « 9 » را بطلب او نامزد كردند و
هامش
( 1 ) ب : روعدى ، ه : رغدى ،
( 2 ) ج ه : نخّاسى ، ب بتصحيح جديد :
تحاشى ( مىنمود ) ، د ز ندارند ،
( 3 ) يعنى چون مسگران معروفند بعدم تماسك قواى طبيعى ،
( 4 ) يعنى كوركوز خود ،
( 5 - 5 ) فقط در ب بخطّ جديد ، - حالت قاآن يعنى وفات قاآن ،
( 6 - 6 ) يعنى بعد از وفات قاآن اوضاع پريشان شد و جماعت اركان دولت درهم افتادند ، - آ ه : و بعد ازو حالت جمع هم افتاد ، ج : و بعد از حالت جمع هم افتاد ، د : و بعد از آن حالت هم جمع افتاد ، ب باصلاح جديد : و بعد از آن حالت جمعى درهم افتاده بودند ، ز اصل جمله را ندارد ،
( 7 ) يعنى كوركوز ،
( 8 ) صدره : قد قيل ذلك ان حقّا و ان كذبا ، من ابيات للنّعمان بن المنذر كتبها الى الرّبيع بن زياد العبسى فى قصّة طويلة ، انظر خزانة الأدب للأمام عبد القادر البغدادى ج 4 ص 171 - 176 ،
( 9 ) آ ج : فريقا ، ب :
قريغا ؟ ؟ ؟ ، ه : قريقاى ، د ز ندارند ، - رجوع بص 230 ح 6 ،