تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧
بگرفتند و دو شاخ نهادند و تنقوز « 1 » و تومن « 2 » را مكتوف از اردو بياوردند و بعد از آن كوركوز نيز مراجعت كرد و بيامد ،

ذكر وصول كركوز بخراسان و احوال او ،

چون كوركوز سيورغاميشى يافته و دست خصوم برتافته بازگشت به خدمت تنگوت « 3 » برادر باتو رفت و از آنجا بر راه خوارزم متوجّه شد پدرم ترتيب ترغوى « 4 » او را خيمهء با آلات آن از مجلس خانهء زر و نقره تا بخوارزم فرستاده بود و تكلّفات واجب داشته اندر آن ، تمامت بقاياى بزرگان خراسان در مصاحبت پدرم به خدمت استقبال نمودند از راه شهرستانه بيامد و در ماه جمادى الأولى سنهء سبع و ثلاثين و ستّمايه بخانهء خويش نزول كرد و باستحضار تمامت بزرگان ايلچيان رفته بودند همه حاضر شدند امراى مغول بيامدند و خيمهء ديگر بزرگ در صنعت غريب و صبغت عجيب هم پدرم ترتيب داده بود با آنچ فراخور آن باشد از اوانى سيم و زر منصوب كرد و روزها جشنها ساخت و يرليغها در ضمن آن بر خواندند و ياساها كه بتازگى فرمان شده بود همه خلايق را بشنوانيد و بزرگان و صدور عراق برسيدند پسر را متوجّه عراق و ارّان و اذربيجان كرد و كتبه را بقرار آنك در ديوان بودند با او روان كرد هرچند باسم بسيار بودند امّا مدار كار بر نظام الدّين شاه بود سبب كفايت و كاردانى او ، ايشان چون بدان ممالك رسيدند با امراى جورماغون بسيار مخاصمتها كردند تا وقتى كه ولايات را از دست ايشان مستخلص كردند و مالها
هامش
( 1 ) د ه : تنقور ، آ : بقور ، ب : تنقور ؟ ؟ ؟ ، ز : تنقور ؟ ؟ ؟ ، ج : سنقور ، - رجوع بص 230 ح 4 ، ( 2 ) كذا فى آ ب د ه ، ز : مومن ، ج : نورين ، و شايد همين صواب باشد ، رجوع بص 235 س 2 ، ( 3 ) كذا فى ب ه ، آ : تبكوت ؟ ؟ ؟ ، د : بنكوث ، ز : نيكوت ؟ ؟ ؟ ، ج : تنكوت ؟ ؟ ؟ ، ( 4 ) كذا فى د ه ، آ : برغوى ؟ ؟ ؟ ، ج ز : تزغوى ،