تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
قرار نهاد چه هر ولايتى نوينى داشت و هر شهرى را اميرى و باندك چيزى حصّهء ديوان قناعت كرده بودند و باقى به جهت خويش تصرّف مىنمودند تمامت ازيشان بازگرفتند و مبالغ بريشان متوجّه گردانيد ، و كوركوز دار اقامت خويش طوس گردانيد و بدانجا تحويل كرد و عمارت آن آغاز نهاد از طوس نامى بيش نبود در تمامت شهر پنجاه خانه مسكون نبود و آن نيز يكان‌يكان در هر زاويهء يكى آرام گرفته و ميان رسوم اسواق چنان شده كه وقت ممرّ و جواز « 1 » پاى دو خر از « 1 » خاشاك و خار حكم التفّت السّاق بالسّاق برگرفت كوركوز بناى خزاين « 2 » و باغ نهاد تمامت صدور و ملوك و اكابر بسراى خريدن مشغول گشتند و بعمارت سوق و استخراج قنوات و تدارك ضياع ضايع شده مقبل « 3 » گشتند و سرائى اوّل روز به دو دينار و نيم‌ركنى بفروخته بودند يك هفتهء ديگر را به دويست و پنجاه دينار بفروختند « 4 » و از آن وقت باز عمارت شهر و ناحيت آغاز افتاد و كوركوز در ضبط كارها اساس محكم نهاد و يامها را در مواضع به چهار پاى و بمصالح ديگر معمور گردانيد تا ايلچيان زحمت ندهند و چنان مضبوط گردانيد كه هيچ اميرى كه پيشتر از آن سرها مىانداخت و هيچ آفريده را مجال اعتراض نبود سر مرغى نمىتوانست بريد رعايا چنان مستولى شدند كه اگر لشكرى بزرگ از مغول بمزرعهء نزول مىكرد با برزيگرى سخن نمىتوانست گفت تا سر اسبى نگاه دارد تا بالتماس علوفه و نزل چه رسد و همچنين ايلچيان آيندگان و روندگان و ازو در دلهاى مردم هيبتى بنشست بعد از آن خواست تا شرف الدّين را بنوعى در دام بلا و كام فنا نهد و يكى بود از ابناى دهاقين روغد « 5 » اصيل نام در اوّل حالت
هامش
( 1 - 1 ) كذا فى د ه ، ب : پاى در حرار ، ز : باى دو حراز از ، آ : بار دو خروار ، ج : دو خروار ، ( 2 ) ب بتصحيح جديد : خانه ، ( 3 ) آ ج د ه : متقبل ، ( 4 ) آ : بفروخت ، ( 5 ) ب : روعد ، ه : رغد ، - رجوع كنيد بنزهة القلوب حمد اللّه مستوفى در فصل « مازندران و لواحق آن » ،