تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 236

مساهمون:

ص٢٣٦
ايشان بندگان مااند چون از گناههاى ايشان اقالت كرديم اگر تو نيز بكينهء قديم با ايشان زندگانى كنى تو نيز در گناه باشى كشتن چون توئى دشوار نيست ، چون اين يارغوها به آخر كشيد كوركوز در مصالح ملك شروع نمود مهمّات و ملتمسات بر وفق ارادت او تمشيت پذيرفت و از آمويه چندانك لشكر جورماغون مستخلص كرده است به دو فرمود و يرليغ و پايزه داد ، و شرف الدّين سبب آنك قاآن در وقت يارغوى ايشان فرموده بود كه اين همه خبثها سبب آن تازيك بوده باشد كه او كودكان را راهها آموخته باشد اگر اكنون « 1 » با كوركوز « 2 » بهم باشند سر او از جادّهء صواب بپيچاند با او نرود شرف الدّين چون در باطن كوركوز آثار غضب و عتب مىديد و از انتقام او مىانديشيد بتخلّف از كوركوز خوشدل شد كوركوز باستصواب جينقاى « 3 » بر آن قرار رضا نداد بعلّت آنك محاسبات چندين ساله بىحضور او مفروغ نگردد و چون غيبت او باشد متصرّفان اموال و اصحاب اعمال به دو حوالتى كنند اجازت مراجعت او از قاآن حاصل كردند و او را باكراه بازگردانيد ، ملوك و اكابر خراسان كه ملازمت خدمت او « 4 » كرده بودند چون كارهاى كوركوز ساخته شد خواستند تا هر كس امضاى يرليغ خويش گيرد كوركوز در خفيه با جينقاى « 3 » برهم نهاد كه اگر هر كس را از حضرت يرليغ و فرمانى دهند مرا ازيشان چه تمييز باشد بدان سبب و بدان موجب هيچ كس را ميسّر نشد كه يرليغ و پايزه ستاند همه قوم بازگشتند و كوركوز در مقدّمه رسولان ببشارت سيورغاميشى و مرحمت قاآن و انكسار دشمنان بخراسان فرستاد و آنجا نيز جماعتى مغولان را كه با ادكو تيمور اتّفاق « 5 » كرده بودند
هامش
( 1 ) ب بخطّ جديد افزوده : كوركوز ، ( 2 ) كذا فى ه ، آ ب : شرف ، د ز : شرف الدّين ، ج ندارد ، ( 3 ) آ : حينقاى ، حينقاى ، ب : حينفاى ؟ ؟ ؟ ، ب : حنتقاى ؟ ؟ ؟ ، ه : جنفتاى ؟ ؟ ؟ ، جنقاى ، ز : حتبقاى ، ج : حنتقاى ؟ ؟ ؟ ، جنتقاى ؟ ؟ ؟ ، د : جيغتاى ، ( 4 ) يعنى كوركوز ، ( 5 ) كذا فى ج د ز ه ، آ ب : اتفاق ، ( ايقاق ؟ ) ،