كوركوز مىكرد ، كوركوز ايشان را پيغام فرستاد كه تيمور ايلچى باز رسيده است بسماع يرليغ كه فرمان شده حاضر شوند و پاى آن نداشت « 1 » كه ايشان چه گويند برنشست تا به خانه رسيد و از آنجا با جماعت اكابر خراسان كه محلّ اعتماد و اصحاب راى و تدبير باشند روان شد ، چون خبر حركت او بشنيدند مقام نتوانستند كرد كلبلات و ادكو تيمور با قومى از نمّامان و غمّازان برفتند باتّفاق ببخارا رسيدند ملك بخارا صاين ملكشاه ايشان تمامت را ضيافت كرد در خانهء خويش كلبلات بر سبيل اراقت بصحرا رفت جمعى فدائيان از مدّتى بر انتظار او در بخارا مانده بودند در دهليز در كنجى نشسته چون كلبلات درآمد او را كارد زدند با يك دو كس ديگر كه با او بودند كلبلات گذشته شد ، روى كار و پشت استظهار آن جماعت او بود سبب واقعهء او دلشكسته شدند و پريشان و متحيّر گشتند چون بكودكى نمد بلا در آب انداخته بودند با كنار نمىتوانستند كشيد ، فى الجمله چون باردو رسيدند بابتدا خيمهء كه جنتمور « 2 » ساخته بود بزد قاآن در خيمه آمد و بر تخت نشست و كار جشن گرم شد قاآن سبب اراقتى برخاست پاى بر در خيمه نهاد بادى برآمد و در حال خيمه را پاره كرد و ستون آن بيفتاد و آسيب آن بسرّيّتى « 3 » رسيد از آن باد آتشوش خرمن اقبال ادكو تيمور سوخته شد و آب روى بر خاك مذلّت ريخته آمد قاآن بفرمود تا آن خيمه را پارهپاره كردند و بفرّاشان و جمّالان « 4 » دادند و بعد از هفتهء ديگر خيمهء كه كركوز ساخته بود نصب كرد و انواع تحف و طرايف كه بر سبيل مدّ « 5 » آورده بود با آن ضمّ
هامش
( 1 ) كذا فى د ، يعنى منتظر نشد ، آ : با ان نداشت ، ب : با آن نداشت ، ج :
با آن ندانست ، ه : با آن نگذاشت ، ز : و بدان اعتماد نداشت ،
( 2 ) پدر ادكو تيمور ،
( 3 ) يعنى بكنيزكى ، - آ : بسريتى ؟ ؟ ؟ ، ه : بسرتى ، ج :
بسرين ، ز : بسرش ، ب بتصحيح جديد : بتنى چند ، د ندارد ، جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 58 : قابى را ،
( 4 ) كذا فى آ ب ه ، ج د ز : حمالان ،
( 5 ) كذا فى آ د ه ، ج : مند ؟ ؟ ؟ ، ب بتصحيح جديد : هديه ، ز : بندكى ، - كلمهء « مدّ » را