احوال نامزد كردند و كوركوز چون از حال ارسال رسول خبر يافته بود او نيز مستعدّ گشت « 1 » و روان شد و پدرم صاحب ديوان را بحكومت و نيابت بلادى كه در تصرّف او بود نامزد فرمود « 1 » كوركوز چون بفناكت رسيد ايلچيان كه بتفحّص احوال آمده بودند پيش بازآمدند چون كوركوز بسخن ايشان مراجعت نمىكرد تنقوز « 2 » با كوركوز عربده آغاز نهاد و بدان ادا كرد كه با يكديگر درآويختند و دندان كوركوز بشكست شبانه جامهء خونآلود بر دست تيمور روان كرد و او را ببندگى فرستاد و كوركوز بضرورت بازگشت چون به خانه رسيد تمامت امراى مغول چون كلبلات و ادكو تيمور و نوسال جمعيّت ساختند و بتيكچيان و ملكان و تمامت اصحاب را به زخم چوب از خانهء كوركوز راندند و باغروعهاى خود آوردند و تفحّص احوال آغاز نهاد ، كوركوز بر انتظار وصول تيمور ايلچى آهستگى مىكرد و دفعى ميگفت و جماعتى از سبكسران مازندران و غير ايشان عافيت يكسو نهاده بودند و عاقبت كار ناانديشيده تقريرات و محالات آغاز نهادند دوّم روز را تيمور « 3 » ايلچى بچهل و پنج روز از بالاى قراقورم بسلطان دوين « 4 » استراباد رسيد همه امرا و ملوك را فرمان شده بود كه حاضر شوند « 5 » و آنجا هيچ سخن نپرسند و پادشاه سبب جامهء خونآلود كوركوز در غضب تمام شده بود ، بار ديگر اصحاب كوركوز ملوك و اصحاب دواوين را از مخيّم ادكو تيمور منزعج گردانيدند كسان ادكو تيمور سوار شدند و به زخم چوب ايشان را بازگردانيدند فى الجمله در آن مدّت اصحاب اشغال مشوّش حال بودند اگر مراعات جانب كوركوز مىكردند ايلچيان قاصد ايشان مىشدند و اگر با آن جماعت مىساختند از كوركوز خايف مىبودند و شرف الدّين شب با ادكو تيمور مىساخت و روز مظاهرت
هامش
( 1 - 1 ) اين جمله از آ ج ساقط است ،
( 2 ) كذا فى ه ، آ : تنقورر ؟ ؟ ؟ ، ب :
تنقور ؟ ؟ ؟ ، ج : سنقور ، ز : تنقمور ؟ ؟ ؟ ، د ندارد ،
( 3 ) آ ج ندارند ،
( 4 ) كذا فى ب ه ، آ د : دوين ، ج : دواوين ، ز : دورين ؟ ؟ ؟ ،
( 5 ) يعنى در اردو ،