و كارخانها اساس نهاد و در ميان رعيّت معدلت و نصفت گسترد و هيچ آفريده را مجال نماند كه بىحساب انگشت فراآب « 1 » زند و اطماع مستأكله بريده شد و ارباب كفايت و درايت را از اصحاب حماقت و جهالت فرقى باديد آمد و بلاد را اميد آن ظاهر شد كه معمور گردد و شرف الدّين نيز از اردوى باتو رسيده بود چون او و جماعت ديگر را با حضور او حكمى نمانده بود و بعضى خود از آن بودند كه از اصحاب جنتمور پاى بستهء عزل گشتند پسر بزرگتر جنتمور ادكو تيمور « 2 » را بر آن داشتند كه منصب پدر بپسر مىرسد اگر اكنون بطلب امارت ساكت شود بعد ازين كه كار او « 3 » ثابتتر شود انزعاج او مشكل باشد پيش از استحكام او در ملك پيشدستى بايد كرد و احوال او به حضرت قاآن انها كرد تنقوز « 4 » را نامزد كرد و او را با عرض انواع اكاذيب و مفتريات به حضرت فرستاد جماعتى كه در نقض كارهاى جينقاى « 5 » مىكوشيدند سخنهاى ادكو تيمور را در فرصتى كه ميدان از حضور او خالى بود عرضه داشتند بدان سبب امير ارغون و قربقا « 6 » و شمس الدّين كمركر « 7 » را بتفحّص اين
هامش
( 1 ) ب ج د ه ز : در آب ،
( 2 ) كذا فى آ ب ( فى جميع المواضع ) ، ه :
اذكوتمور ، ( فى المواضع ) ، د : اوكو تيمور ( فى المواضع ) ، ج : اروكتمور يا اوركتمور ( فى المواضع ) ، ز باختلاف : اوكو تيمور و كو تيمور و تيمور ، در جامع التّواريخ طبع برزين ج 1 ص 151 نام پسر جنتموررا انكو ( ظ - اتكو ) با نسخه بدل ايتكو نوشته است و در طبع بلوشه ص 57 - 58 همهجا : ادكو تيمور ( مثل متن ) ،
( 3 ) يعنى كار كركوز ،
( 4 ) كذا واضحا فى ه ، آ در اينجا « تنفور ؟ ؟ ؟ » و در اواخر ورقa119 « تبقور ؟ ؟ ؟ » دارد ، ج : سنقور ، ب : تنقور ؟ ؟ ؟ ، د : پنقور ؟ ؟ ؟ ، ز : مقمور ، جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 57 : تنقوز ( مثل متن ) ،
( 5 ) ه : جنغاى ، آ : حيقاى ، د : حيقاى ، ز : حتبقا ، ب ج : حينقاى ؟ ؟ ؟ ،
( 6 ) آ : قريقا ؟ ؟ ؟ ، ب : قريقا ؟ ؟ ؟ ، ج اينجا : قريقا ؟ ؟ ؟ ، و در ج 1 ص 198 : قوربغا ، ه اينجا : قرتقاى ، و در ورقa121 از اوراق آ : قربقاى و قوربقاى ، ز : فريقا ؟ ؟ ؟ ، د ندارد ، جامع التّواريخ طبع بلوشه ص 57 : قوربوقا ،
( 7 ) كذا فى آ ه ( ؟ ) ، د : كمركو ، ج : كركو ، ز : لمركو ، ب بتصحيح جديد :
كمركوبى ، - رجوع به ورقa121 ،