تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 215

مساهمون:

ص٢١٥
نرسيده بود كه آوازهء حالت واقعهء پدر و قيام عم‌ّزادهء او قطب الدّين بمصالح ملك كرمان رسيد توقّف ننمود تا به حضرت رسيد ، قاآن چنانك عادت طبيعى او بود در حقّ او انواع مرحمت و عاطفت مبذول داشت و سبب آنك او به خدمت حضرت سبقت گرفته بود و روى پادشاه ديده ممالك كرمانرا « 1 » به حكم او فرمود و او را قتلغ سلطان بلقب پدر يرليغ فرمود و جينقاى « 2 » او را مربّى شد و فرمان شد تا قطب الدّين به خدمت آيد و ملازمت نمايد ، بوقت مراجعت او قطب الدّين سلطان بيرون آمد و اثقال خود بيرون آورد و بر راه خويص « 3 » زد تا بزوزن رسيد و از آنجا به حضرت روان شد و يكچندى ملازمت نمود فرمان شد تا بختاى رود و در خدمت محمود يلواج باشد امتثال فرمان را مدّتها بنزديك او اقامت نمود و يلواج او را به نظر پدرانه مىنگريست و اعزاز و اكرام بتقديم مىرسانيد و رعايت حرمت او مىكرد ، تا بوقت آنك قوريلتاى كيوك خان بود قطب الدّين سلطان نيز بيامد و ميخواست تا باز مصلحت سلطنت ساخته كند جينقاى « 4 » چون مربّى قتلغ سلطان ركن الدّين بود دفع آن كرد باز فرمان شد كه او برقرار چنانك حكم قاآن بودست ملازم صاحب يلواج شود و سلطان ركن الدّين بكارى كه بدان موسوم است مشغول ، ركن الدّين برقرار نواحى كرمان را تصرّف مىنمود و مالى كه مقرّر بود از بالش و شتر « 5 » بامرا كه منصوب بودند مىرسانيد ، تا چون
هامش
واقع شد و چون ركن الدّين هنوز باردوى اوكتاى قاآن نرسيده بود كه خبر وفات براق به دو رسيد پس بالضّرورة حركت او باردو نيز در حدود همين سنه يعنى 632 يا اندكى قبل از آن بوده است ، ( 1 ) كذا فى ه ز ، آ ب ج د : آن را ، ( 2 ) ه : چنقاى ، آ : حينفاى ؟ ؟ ؟ ، ب : حيبقاى ، ج : حينفاى ؟ ؟ ؟ ، د : جغتاى ، ز ندارد ، ( 3 ) كذا فى ه ، ب ( باصلاح جديد ) : خبيص ، آ ز : خويص ؟ ؟ ؟ ، ج د : حويص ، ( 4 ) ه : جنقاى ، آ : جنيقاى ؟ ؟ ؟ ، ب : حيبقاى ، ج : حيبقاى ؟ ؟ ؟ ، ز : حنقاى ؟ ؟ ؟ ، د : جغتاى ، ( 5 ) كذا فى ب ( ؟ ) ، آ : شتر ؟ ؟ ؟ ، ه : استر ، ج : شمشيرها ، د ز ندارند ،