اختصاص يافت ناگاه اجل از كمين روزگار بيرون تاخت و در شهور سنهء ستّ و خمسين و ستّماية گذشته شد ،
با ناز اگر آرميده باشى همه عمر * لذّات جهان چشيده باشى همه عمر
هم آخر كار رفت بايد و آنگه * خوابى باشد كه ديده باشى همه عمر
ذكر جنتمور « 1 » و توليت او خراسان و مازندران را ،
اوّل اميرى كه بتوليت خراسان و مازندران نامزد شد جنتمور بود و اصل او از قراختاى است و او را توشى « 2 » وقت استخلاص خوارزم از قبل خويش باسقاق خوارزم گردانيد و چون پادشاه جهان قاآن جورماغون « 3 » را باقليم رابع نامزد گردانيد و ياسا رسانيد كه سروران و باسقاقان هر طرفى بنفس خويش بحشر روند و معاون جورماغون باشند از خوارزم جنتمور بر راه شهرستانه روان شد و از جوانب پادشاهزادگان امراى « 4 » ديگر در صحبت او بگذاشت « 5 » و جورماغون نيز هم بر آن موجب از قبل هر پادشاه و پادشاهزاده اميرى را با جنتمور نصب كرد و « 6 » كلبلات « 7 » از قبل قاآن و نوسال « 8 » از قبل باتو و قزل بوقا « 9 »
هامش
عبور كرده باشد و در خطّ حركتى كه جوينى و رشيد الدّين از لشكركشى هولاكو بايران ميدهند اصلا ذكرى از جند نيست و نيز بقرينهء عبارت وصّاف ص 290 : « و چند نوبت بسعادت مثول بارگاه فلك شكوه هلاكو خان مستسعد گشت » صواب نسخ ج ز ه بايد باشد و كلمهء « نوبت » يا نحو آن از آ ب د بايد افتاده باشد ،
( 1 ) ه :
چين تمور يا چين تمور ( فى جميع المواضع ) ، نسوى ص 66 : حين دمر ( - جين دمر ) ، جامع التّواريخ طبع برزين ج 1 ص 149 ببعد و طبع بلوشه ص 37 ببعد : چينتمور ،
( 2 ) آ : توشى ؟ ؟ ؟ ، ب : توسى ، و بعد از توسى بياض به مقدار يك كلمه ،
( 3 ) كذا فى اغلب النّسخ فى اغلب المواضع ، ج : جوماغون ( فى جميع المواضع ) ، د : جورباغون ( فى غالب المواضع ) ،
( 4 ) ج د ه ز : و امراى ، ب اصل جمله را ندارد ،
( 5 ) ظاهرا يعنى جنتمور از جوانب شاهزادگان امراى ديگر در صحبت جورماغون بگذاشت ،
( 6 ) ب اين واو را ندارد و لعلّه اظهر ،
( 7 ) كذا فى اغلب النّسخ فى اغلب المواضع ، د : كليلات ( فى اغلب المواضع ) ، ج : كلبات ( فى جميع المواضع ) ، جامع