جلال الدّين دخترى دو ساله داشت كه آن را هم تركان مىگفتند به خدمت قاآن فرستاد قاآن فرمود تا در اردو دختر را تربيت مىكردند تا بوقت آنك پادشاهزادهء جهان هولاكو متوجّه ممالك غربى شد منكو « 1 » قاآن فرمود تا تركان را در خدمت هولاكو فرستادند تا به كسى دهد كه لايق باشد چون صاحب موصل بسوابق خدمات و لواحق آن از امثال ممتاز بود تركان را بانواع جهاز تمام بپسر او ملك صالح داد و بر سنّت شريعت عقد نكاح بستند و بر رسم و ترتيب مغولان آلات جهاز دادند و اين حال در شهور سنهء خمس و خمسين و ستّمايه بود ،
ذكر احوال سلطان غياث الدّين ،
نام او پير شاه « 2 » بود و ملك كرمان نامزد او امّا ألعبد يدبّر و اللّه يقدّر بوقت آنك پدرش از عراق بجانب مازندران رفت حرمها را با قلعهء قارون « 3 » فرستاد و سلطان غياث الدّين را هم در آنجا بگذاشت تا چون سلطان محمّد انار اللّه برهانه در جزاير آبسكون غريق درياى هلاكت
هامش
( 1 ) كذا فى آ ، ه : مونك كا ، ب د ج ز : مويلكا ،
( 2 ) ضبط اين كلمه در كتب تاريخ بطور صراحت يافت نشد ولى از مقايسهء نسخ قديمهء جهانگشاى و غير آن با يكديگر قريب بيقين مىشود كه صواب در آن « پير شاه » است بضبط متن حاضر ، - ب ه ز : پيرشاه ( - پيرشاه ) ، ج : بيرشاه ؟ ؟ ؟ ، آ : بيرشاه ؟ ؟ ؟ ، د : بيرساه ؟ ؟ ؟ ، و در تاريخ نسوى اصل نسخهء وحيدهء پاريس اين كلمه هفت يا هشت مرتبه مسطور است و در جميع موارد بيرشاه ؟ ؟ ؟ بدون نقطه ( در كلمهء اوّل ) نوشته شده است مگر در يك موضع ( ص 96 ) كه بير شاه ؟ ؟ ؟ دارد ، و در طبع هوداس همهجا : پير شاه ( بضبط متن حاضر ) ، و در اغلب نسخ تاريخ گزيده غالبا : بپر ؟ ؟ ؟ شاه ( - پير شاه ) ، دسنohsson ' dمؤلّف تاريخ كبير مغول بفرانسه در ج 1 ص 194 اين كلمه را تيز شاهTiz - Schahخوانده است و آن ظاهرا تصحيف و مخالف با عامّهء نسخ قديمه است ، و در تاريخ ابن الأثير و جامع التّواريخ و وصّاف نام اين شاهزاده را گويا به همان علّت مشكوكيّت ضبط آن به هيچ وجه ذكر نكردهاند بل فقط بلقب « غياث الدّين » اكتفا نمودهاند ،
( 3 ) كذا فى جميع النّسخ ، رجوع بص 113 ح 1 ،