زهى معارج قدرت وراى طور كمال * زهى معانى خوبت « 1 » برون ز حصر بيان
جهان ستانا ايزد ترا فرستادست * كه چار حدّ جهان ملك تست رو بستان
گواه ملك تو عدلست هر كجا خواهى * بنيك محضرى خود گواه مىگذران
تو عمر نوح بيابى از آنك در عالم * عمارت از تو پديد آمد از پس طوفان
تو داد منبر اسلام بستدى ز صليب * تو برگرفتى ناقوس را ز جاى اذان
حجاب ظلم تو برداشتى ز چهرهء عدل * نقاب كفر تو بگشادى از رخ ايمان
ز بازوى تو قوى گشت بازوى اسلام * كه از مصادم « 2 » كفّار گشته بد ويران
براق عزم تو گامى كه برگرفت ز هند * نهاد گام دوم بر اقاصى ارّان
كه بود جز تو ز شاهان روزگار كه داد * قضيم اسب ز تفليس و آب از عمّان
هامش
اين كلمه ، - متن مطابق آ است كه اقدم نسخ حاضره است و چنان كه گفتيم در كمال وضوح منكبرنى ( با ميم و نون و كاف و باء موحّده و راء مهمله و نون و ياء مثنّاة تحتانيّه ) دارد و براى اختلاف قراءات ديگر رجوع كنيد بحاشيهء آخر اين جلد ،
( 1 ) كذا فى ج د ز ( ؟ ) و نيز در دو نسخهء از ديوان وى در كتابخانهء ملّى پاريس (b12 .f، 1312 .a ; Suppl . Pers11 .f، 1117 .Suppl . Pers) ولى در ز و نسخهء دوّم ديوان « خويت » با ياء آخر حروف نيز ممكن است خوانده شود ، - ه : خوبت ؟ ؟ ؟ ، ب : خوبت ؟ ؟ ؟ ، آ : حوبت ؟ ؟ ؟ ،
( 2 ) كذا فى آ ج ، ب د ه ز : تصادم ،