تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 17

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٧
مصالح مدّ فراغت حاصل شد روى بعرض مهمّات و مصالح آورد » ، ( ص 245 س 13 - 17 ) ، مردينه ، جنس مرد در مقابل پسرينه و عورتينه : « و از قنقليان از مردينه به بالاى تازيانهء زنده نگذاشتند » ( ج 1 ص 83 س 7 ) ، - « و در شهر آنچ مردينه بودند روى به دو نهادند » ( ج 1 ص 87 س 23 ) ، - « و در آن شب تمامت قنقليان مردينه غريق بحار بوار و حريق نار دمار شدند » ( ج 1 ص 95 س 9 ) ، مستعر ، متعدّيا بمعنى افروزنده : « سلطان . . . مستعدّ كار شد و مستعر آتش جنگ و پيگار » ( ص 140 س 9 ) ، ظاهرا خطاست چه استعر لازم است لا غير ، مسمّى ، ظاهرا بمعنى سياهه‌ايست كه اسامى اشخاص يا اراضى و املاك و غير آن مفصّلا باسم و رسم در آن ثبت شده باشد بخصوص به قصد وضع يا اخذ ماليّات : « قبول مالى را كه ملتزم شده بود . . . بمصادره و مطالبه آغاز نهاد و محصّلان بتمامت ممالك مسمّى بر هر ولايتى تعيين كرد » ( ص 274 س 18 - 20 ) ، - « مالى بر مسلمانان بيش از قوّت و طاقت ايشان مسمّى بر شريف و وضيع و رئيس و مرؤوس و متموّل و مفلس و مصلح و مفسد و شيخ و جوان حكم كرد » ( ص 275 س 5 - 7 ) ، - « اكابر و معارف را حاضر كردند و مسمّى بر هر كس مالى تعيين كرد » ( ص 276 س 11 - 12 ) ، - « و تمامت اصحاب و ملوك و امرا و رؤسا را مسمّى نوشته تفصيل داد كه مرا با همه كس سخن است . . . و در تفصيل اسامى مقرّر اين كلمات را نوشته » ( ص 259 س 1 - 7 ) ، مطّلع ، مشرف : « چون بر خوارزم مطّلع شدند . . . » ( ص 17 س 12 - 13 ) ، مغافصة ، فجأة و بغتة و ناگهان ، بسيار مكرّر ، عربى فصبح ولى در طىّ عبارات فارسى كنون بكلّى مهجور است ،