تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 14

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٤
و فتك از تمامت بىدينان گذشته » ( ص 22 س 8 - 9 ) ، و فرّخى گويد :
هر سرائى كان نكوتر بود و آن خوشتر نمود * همچو شارستان لوط از جور شد زيروزبر
ضرب الخشب ، چوب زدن به كسى ( ص 270 س آخر ) ، اين اصطلاح گويا از اختراعات ايرانيان است و در عرب مسموع نيست و قياسا نيز صحيح به نظر نميآيد چه اين اضافه نه لاميّه است نه بيانيّه نه ظرفيّه ، طلايه ، بمعنى و محرّف « طلايع » لشكر ( از جمله ص 95 س 14 ، ص 188 س 3 ) ، و اين استعمال در عموم مؤلّفات فارسى چه قديم چه جديد شايع است ، عادة ترضّعت بروحها تنزّعت ، گويا از امثال ملحونهء مخترعهء ايرانيان است و تقريبا ترجمهء تحت الّلفظى « با شير اندرون شد و با جان بدر شود » است ، رجوع بحاشيهء ص 273 س 10 ، عرض ، بضمّ بمعنى جانب و طرف ، عربى فصيح است : « آتش فتنه را بعرض خويش كشيده بود » ( ص 104 س 21 ) ، علف‌خوار ، مرتع و چراگاه : « سلطان بر عزم شكار و مطالعهء علف خوار برنشست » ( ص 149 س 11 - 12 ) ، - « رسول به دو فرستاد كه ما را علفخوار معيّن كن تا باهم باشيم » ( ص 193 س 2 - 3 ) ، - « سلطان هر قوم را اقطاع و علفخوار معيّن فرموده است » ( س 9 ) ، عورتينه ، جنس زن و دختر در مقابل پسرينه و مردينه : « و آنچ پسرينه بودند از فرزندان سلطان هرچند خرد بودند بكشتند و باقى آنچ عورتينه بودند چنگز خان ايشان را مىفرمود تا روز كوچ بآواز بر ملك و سلطان نوحه كردندى » ( ص 200 س 7 - 10 ) ، - « و در بلاد ماوراء النهر و تركستان بسيار كسان بيشتر عورتينه دعوى پرى دارى كنند » ( ج 1 ص 85 س 15 ) ،
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 14 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى