تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 16

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٦
قضاى حقّى را كه او وقت محاصرهء اخلاط بمدد علوفه و كوشى نشانده بانواع مبرّات و كرامات مخصوص شد » ( ص 181 س 1 - 3 ) ، معلوم نشد چه لغتى است فارسى يا تركى يا غير آن ، گرد ، نفع و فائده ، در فرهنگها مسطور است : « عدّت و عتاد و بياض و سواد گردى نكرد » يعنى فائدهء نكرد ( ص 59 س 8 ) ، - « القصّه بطولها آن اراجيف گردى نكرد » ( ص 192 س 4 ) ، گزارد ، گزارد سنان يعنى زخم نيزه و ضربت با سرنيزه : « اسفنديار روئين‌تن اگر زخم تير و گزارد سنان ايشان ديدى جز عجز و امان حيلهء ديگر ندانستى » ( ج 1 ص 91 س 6 - 7 ) ، - « ماهى را بگزارد سنان نيزه در شبان تيره از قعر دريا بيرون اندازند » ( ج 1 ص 63 س 3 - 4 ) ، گماريدن ، تبسّم نمودن و شكفتن گل : « غنچهء بهار دهان از زفان بگماريد » ( ص 29 س 13 - 14 ، شرح در ح ) ، - « اوّل نوبهار و هنگام گماريدن ازهار » ( ص 136 س 1 ) ، مادر اندر ، يعنى زن پدر كه اكنون « نامادر » گويند ( ص 226 س 8 ) ، فارسى فصيح و در فرهنگها در تحت « مادندر » مذكور است ، ماندن ، متعدّيا بمعنى گذاردن و باقى گذاردن : « لشكر جرّار . . . چون مور و مار نه قلاع خواهد ماند نه امصار » ( ص 183 س 2 - 3 ) ، - « اركان و سروران . . . در معاطات كؤوس محامات نفوس مهمل ماندند » ( ص 186 س 15 - 16 ) ، - « بواسطهء كينهء قديم كه با او در سينه داشت كار او را مهمل ماند » ( ص 274 س 2 - 3 ) ، - « و هيچ آفريده را از لشكر روم از خرد و بزرگ زنده نمانيم » ( لباب الألباب ج 1 ص 317 س 4 ) ، مدّ ، هديّه و ارمغان و پيشكش : « و انواع تحف و طرايف كه بر سبيل مدّ آورده بود با آن ضمّ كرد » ( ص 232 س 20 ) ، - « چون [ ارغوان ] به خدمت كيوك خان رسيد پيش‌كش بسيار كرد . . . و چون از
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 16 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى