تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 15

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ١٥
عنان سبك كردن ، شتابيدن و تند راندن : « عنان انصراف بر عزم توجّه به حضرت سبك كرد و ركاب عزيمت گران » ( ص 248 س 12 ) ، عنان برتافتن ، فرار كردن : « از خبرش قاتر بوقو خان عنان بر تافت و سلطان بر عقب او مىشتافت » ( ص 34 س 8 - 9 ) ، غرق كردن ، انداختن تير از كمان بشدّت : « يكى از آن جماعت تيرى غرق كرد اتّفاق را بر مقتل او آمد » ( ج 1 ص 89 س 9 - 10 ) ، مأخوذ است از عربى اغرق النّازع فى القوس اى استوفى مدّها ( قاموس ) ، فتّان ، بصيغهء مبالغه بمعنى فتنه جو و مفسد و شرير ، بسيار مكرر از جمله ص 40 س 5 ، ص 58 س 12 ، ص 82 س 7 ، ص 219 س 7 ، ص 269 س 18 ، قرن ، بمعنى سى سال ظاهرا : « بعدما كه در غبطت و شادمانى سه قرن نود و پنج سال روزگار گذرانيد » ( ص 93 س 11 - 12 ) ، قصد كردن ، قصد جان كسى كردن يا سوءقصد و دسيسه‌كارى در حقّ كسى كردن : « عين الملك را آنجا قصد كردند تا گذشته شد » ( ص 145 س 10 ) ، - « وزير مذكور با . . مسعود خوارزمى و حميد الدّين عارض زوزنى عداوتى داشت و در آن روزها در پيش سلطان قصد آن هر دو بزرگ كرده بود » ( ص 45 س 18 - 20 ) ، - « هر امام كه . . . سلطانى را كه مدد اسلام نمايد و روزگار بر جهاد صرف كرده باشد قصد كند آن سلطان را رسد كه دفع چنين امام كند و امامى ديگر نصب گرداند » ( ص 122 س 1 - 3 ) ، كله‌بند ، بحركات نامعلوم و شايد « كله‌بند » گويا بمعنى نوعى كلاه و پوشش سر بوده است : « و آنچ كوته‌نظران بىعقلان مازندرانى بودند گلّهء ازيشان كله‌بندداران كار يك كس نكند » ( ص 234 س 4 - 6 ) ، كوشى ، بمعنى علوفه و آذوقه و سيورسات است : « سلطان ارز روم
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 15 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى