تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة مقدمهء مصحح 20

مساهمون:

صمقدمهء مصحح ٢٠
( ج 1 ص 23 س 20 - 21 ) - « هر امير استكثار اطلاق مواجب را بنام گويند چندين مرد دارم » ( ج 1 ص 24 س 2 ) ، مواضعه ، باجى كه ملوك زيردست بپادشاهان مستقلّ دهند : « كور خان نيز برقرار ملك ماوراء النّهر به دو ارزانى داشت . . . و باندك مواضعهء سنوى و شحنهء كه در موافقت او بگذاشت رضا داد » ( ص 122 س 12 - 14 ) ، - « اتسز . . . زر مواضعه قبول كرد كه سال‌بسال بعد از اجناس و مواشى به دو مىرساند » ( ص 88 س 13 - 14 ) ، - « و [ محمّد خوارزمشاه ] از قبول مواضعه نيز ننگ و عار مىداشت » ( ص 89 س 21 - 22 ) ، - « تركان خاتون . . . مواضعهء سنوى بديشان تمام تسليم كرد » ( ص 90 س 3 ) ، - « جماعتى از معارف حضرت خود . . بنزديك كورخان فرستاد باعتذار تأخيرى كه در اداى مواضعهء ساليانه رفته بود » ( س 4 - 5 ) ، مواقفه ، نزديك به همين معنى : « سلطان از انفت قبول مواقفه با آن سخن موافقت ننمود » ( ص 51 س 14 ) ، رجوع نيز بقاموس دزى ، مهالك ، بيابانها جمع مهلكة ، عربى فصيح است : « و مسالك و مهالك امن گشاده داريم تا تجّار فارغ و ايمن شد و آمدى مىنمايند » ( ص 99 س 20 ) ، ميلان ، بمعنى ميل و رغبت ، بسيار مكرّر ، ناباك ، بىباك و بىترس : « و لشكر از اتراك ناباك كه نه پاك دانند و نه ناپاك » ( ج 1 ص 76 س 8 ) ، نابيوس و نابيوسيده ، ناگهان و فجأة و بغتة ( ص 199 س 11 ، و ج 1 ص 6 س 17 ) ، و به اين معنى در فرهنگها « نابيوسان » مسطور است ، ناگرفت ، به همين معنى : « تا وقت دخول تهييج فتنهء كند و سلطان را ناگرفتى زند » ( ص 176 س 11 - 12 ) ، در فرهنگها مسطور است ،