تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
اورخان « 1 » كه در يزك بود با يزك پادشاه جهانگير چنگيز خان مقاومت كرد شكسته با نزديك سلطان آمد ، و چون چنگز خان بر عزيمت او وقوف يافت پيش‌دستى كرد و پيش « 2 » او گرفت و لشكرها از پيش و پس فرو گرفتند صبح‌گاهى كه نور شب از عذار روز « 3 » دميده بود و شير صبح از پستان آفاق جوشيده سلطان در ميان آب و آتش بماند از جانبى آب سند بود و از كنار لشكرى چون آتش سوزان بلك از طرفى دل در آتش داشت « 4 » و از جانب ديگر طرف آب بر روى « 4 » بازين « 5 » همه سلطان دل از دست نداد و داد مردانگى بداد و مستعدّ كار شد و مستعر « 6 » آتش جنگ و پيگار و چون آن شير از ادّراع كوشش « 7 » جنگ پلنگ رنگ شد و در ضرب پردهء مخالف تيز آهنگ اسب انتقام زين كرد و ارتكاب اقتحام گزين لشكر نصرت پيكر پادشاه هفت كشور بر ميمنهء كه امين ملك داشت حمله كردند و از جاى برداشتند و اكثر ايشان را بقتل آوردند و امين ملك منهزم شد و بر جانب برشاور « 8 » زد تا مگر جان بتك پاى ببرد خود لشكر مغول راهها گرفته بودند در
هامش
( 1 ) كذا فى آ ب ج د ه و جامع التّواريخ طبع برزين ج 3 ص 126 و نسوى همه جا در تضاعيف كتاب خود ، ز : اوز خان ، ( 2 ) د ه ز : پيش ؟ ؟ ؟ ، ب : بيش ، آ ج : بيش ، ( 3 ) كذا فى جميع النّسخ ، و به نظر ميآيد كه مناسب « نور روز از عذار شب » باشد ، ( 4 - 4 ) كذا فى آ ، ه : و از جانبى طرف آب بر روى ، ج : و از طرفى ديگر آب بر روى ، ز : و از طرفى ديگر آب بر روى و چشم ، ب بتصحيح الحاقى : و از طرف ديكر روى بر آب ، د اصل جمله را ندارد ، ( 5 ) كذا فى آ ، ساير نسخ : با اين ، ( 6 ) كذا فى آ د و اصل ب ، و مصنّف مستعر را ( بر فرض صحّت نسخه ) متعدّيا بمعنى افروزنده استعمال كرده است و اين ظاهرا خطاست چه استعر لازم است لا غير ، - ج : مستقر ، ه : متشعر ، ز : مستشعر ، ب باصلاح جديد : مستغرق ، ( 7 ) كذا فى جميع النّسخ ، و مناسب شايد « پوشش » است ، ( 8 ) كذا فى ه ، ج : پرشاؤر ، د : برساور ، ب ز : برساور ؟ ؟ ؟ ، آ : اينجا : برسباور ، و در ورقb109 : برشاور ( مثل متن ) ، جامع التّواريخ طبع برزين ج 3 ص 126 : فشاور ، - مراد پيشاور شهر معروف پنجاب است ،
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 140 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى