تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 131

مساهمون:

ص١٣١
پدر بود و آق « 1 » سلطان با او بهم « 2 » ، و از اعيان امرا نوح « 3 » پهلوان خال ارزلاق « 4 » سلطان و كوجاى « 5 » تكين و اغول « 6 » حاجب و تيمور « 7 » ملك با نود هزار مرد قنقلى در خوارزم بودند ، و سلطنت و دست خوارزم سلطان محمّد سبب تربيت تركان خاتون بر ارزلاق « 8 » سلطان كه بس كودك بود و در دانش و آموز نه زيرك مقرّر كرده بود ، بوقت وصول سلاطين آراء و اهواء مختلف شد هر كس بجانبى ديگر مايل گشتند و سبب ضعف و عجز ارزلاق « 9 » سلطان و ناسازگارى اركان هر محكومى حاكمى و هر مظلومى ظالمى شد و بعضى از امرا كه بقوّت و شوكت غالب بودند و بر مركب جهل و حماقت راكب بر آن بودند كه ازيشان كارى آيد و اگر سلطان جلال الدّين كه ركن اقوى و جانب اشدّ است سلطان شود هر كس را مقدارى و مرتبهء معيّن باشد كه قدم از آن فراتر نتوان نهاد و مناصب در نصاب استحقاق قرار گيرد ،
هامش
اوزلاق ، از اينجا تا كلمهء « سلطان » در ص 131 س 2 از ج ساقط است ، ( 1 ) كذا فى ب د ز ، آ : اق ، ج ه ندارند ، ( 2 ) يعنى ارزلاق سلطان و آق سلطان با سلطان جلال الدّين با هم بودند چنان كه صريح نسوى است ( طبع هوداس ص 55 ، 56 ) ، ( 3 ) كذا فى آ ( ؟ ) ، و ممكن است كه « بوح » يا « بوحى » نيز خوانده شود ، ب : توحى ، د : نواحى ، ز : فوجى ، ج ندارد ، در اصل نسخهء نسوى ص 15 : بوحى ، ص 79 : بوحى ؟ ؟ ؟ ، مطابق متن مطبوع ص 11 : بوجى و ص 57 : توخى ، ( 4 ) كذا فى آ د ، ب : اررلاق ؟ ؟ ؟ ، ز : اززلاق ، ج ه ندارند ، ( 5 ) كذا فى آ ب ج د ز ، ب : كوحاى ، ( 6 ) كذا فى آ ب د ز ، ج : اوغل ، - در تاريخ گزيده ( طبع برون ص 498 و طبع گانتن ص 402 ) اين كوجاى تكين و اغول حاجب را ( باسم اغول ملك ) هر دو را از پسران محمّد خوارزمشاه مىشمرد و اين سهو واضح است و منشأ سهو ظاهرا نقصانى بوده است در نسخهء جهانگشاى كه مؤلّف تاريخ گزيده بدست داشته است مثل نسخهء ج از نسخ ما و شايد هم خود اين نسخه بعينها بدست وى بوده است ، ( 7 ) ج : تمور ، ( 8 ) كذا فى آ ب ج د ز ، ( 9 ) كذا فى ج د ز ، آ ب : اررلاق ،
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 131 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى