تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
و آمدى « 1 » مىنمايند ، باز آنك اين نصايح را به گوش خرد استماع ننمود رسول را نيز بكشت و اين حركات نالايق موجبات موادّ تولّد فاسدات اخلاط و انتقام غضب شد و سبب مكافات و اقتحام ، و چون اين خبر و حالات بسمع چنگز خان رسيد آتش غضب او را چنان بر تندباد قهر نشاند كه به آب قهر و دمار خاك ديار ملك سلطان را ناچيز كرد و چون كوچلك پسر نايمان « 2 » ازو گريخته و خان قراختاى را منهزم گردانيده بود و در ملك او نشسته و از جانبين لشكر او بيش « 3 » حايل نبود ابتدا لشكرها بجانب او روان كرد چنانك شرح آن داده آمدست ، و چون سلطان از عراق بر عزيمت ماوراء النّهر روان شد و سلطان ركن الدّين را نامزد عراق كرد و ذكر او على حدّة آمدست بوقت وصول بخراسان بنشابور آمد و يك ماه آنجا توقّف نمود و از روى غفلت بر خلاف عادت بر وفق هوى از جادّهء جدّ منحرف شد و در مهلكهء هزل گام نهاد و از لذّت عيش روزى چند كام برداشت ،
مىخور كه سمن سما بسى « 4 » خواهد ديد * خوش زى كه سهى سها بسى خواهد ديد زين يك دم عاريت كه دارى برخور * مىدان كه چمن چو ما بسى خواهد ديد
و از آنجا بجانب بخارا روان شد از هشتم شعبان تا دهم شوّال سنهء « 5 »
هامش
( 1 ) ب : شد آمد ، ج د ز : آمد شد ، ه : آمد و شد ، ( 2 ) كذا فى د ه ز ، آ : نايمان ؟ ؟ ؟ ، ب : نايمان ، ج : بايمان ، - عبارت متن « پسر نايمان » كه در جميع نسخ همين طور است مراد از آن ظاهرا « قبيلهء نايمان » بايد باشد يا آنكه كلمهء « پادشاه » از بين افتاده يعنى پسر پادشاه نايمان چه نايمان نام قبيلهء كوچلك است نه نام پدر او و نام پدر او كه پادشاه نايمان بوده است اونك خان يا تايانك خان است ( رجوع كنيد بج 1 ص 46 ) ، ( 3 ) كذا فى آ ب ز ، ج د ه : لشكر بيش او ( يا پيش او ) ، ( 4 ) ز : سمن بسى سما ، ( و همچنين در ساير مواضع : سهى بسى سها ، چمن بسى چو ما ) ، ( 5 ) بياض در ب ه ز ، آ بدون بياض ، ج د كلمهء سنه را نيز ندارند بدون بياض ، - باقرب احتمالات و بمقايسهء فصول سابق و لاحق با يكديگر مراد در اينجا سنهء 615 يا 616 است و اظهر اوّل است ،
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 100 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى