تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
همىگويند « 1 » بهر حرز در ورد * كه السّلطان ظلّ اللّه فى الأرض

ذكر مراجعت سلطان بار دوّم بجنگ كور خان ،

در غيبت از خوارزم جماعتى از بقاياى اصحاب قادر « 2 » خان در حدود جند دم عصيان زده بودند بدان سبب سلطان در خوارزم زيادت مقامى نفرمود و بحسم مادّهء « 3 » ايشان بجانب جند روان شد و سلطان عثمان بإتمام مواصلت در خوارزم توقّف نمود ، چون سلطان آن جماعت فتّانان را مستأصل گردانيد در اثناى آن خبر رسيد كه لشكر ختاى بدر سمرقند آمدست و سمرقند را حصار داده‌اند سلطان هم از جند بدان طرف متوجّه شد و بجوانب ملك رسولان فرستاد و تمامت لشكرها را كه در اطراف داشت بازخواند و از ممالك حشر خواست و متوجّه سمرقند شد و لشكر ختاى مدّتها بر در سمرقند بر آب « 4 » رودخانه لشكرگاه ساخته بودند و هفتاد نوبت جنگ كرده بيرون يك نوبت كه غالب گشته بودند و لشكر سمرقند را در شهر رانده مقهور بوده‌اند و لشكر اسلام منصور چون لشكر ختاى ديده‌اند كه از محاربت ايشان جز باد بدست ندارند و بر خاك سياه خواهند نشست و آبى كه افتادست باز نان « 5 » برنخواهد آمد و از جانب سلطان آوازهء توجّه و از جانب ديگر استيلاى كوچلك خان رسيد بر اسم مهادنه مراجعت كردند ، و چون
هامش
( 1 ) آ : همىگويد ز ، ( 2 ) كذا فى د ، آ ب ج : قادر ؟ ؟ ؟ ، ه : قاير ، ( 3 ) ب ج د ه افزوده‌اند : فساد ، ( 4 ) ج : بر آن سوء ، د : بر لب ، ( 5 ) آ : نازيان ؟ ؟ ؟ ، ب ج : نازيان ؟ ؟ ؟ ، ه : باز به آن ، د اصل جمله را ندارد ، - متن تصحيح قياسى است و « باز » گويا بمعنى « با » است برسم معهود جهانگشاى چون باز آنكه يعنى با آنكه و بازين يعنى با اين ( رجوع كنيد بمقدّمهء مصحّح ج 1 ص قيا ) و بنابراين مقصود از جمله اين است كه آبى يعنى آبروئى كه ريخته است با نان معادله نميكند يعنى از رنجهائى كه مىبرند نتيجهء مطلوبه حاصل نخواهد شد ،
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 82 | عطا ملك جوينى / محمد قزوينى