تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
مغفرت عوض داد و او را بجان و مال امان فرمود بقرار آنك از اترار « 1 » تحويل كند و با خيل و خيول « 2 » و حمل و جمل با نسا انتقال كند و با نسا و رجال خود [ آنجا ] اقامت نمايد خون خلايق بدين سبب ناريخته بماند و چون ملك را متوجّه نسا فرمود سلطان عنان انصراف با سمرقند معطوف كرد و سلطان عثمان از صدف خاندان سلطنت درّى التماس و از نجوم آسمان معالى بدرى را خطبه كرد سلطان باجابت آن ملتمس او را مشرّف گردانيد و آن حال در ذكرى ديگر مسطور خواهد شد و ترتيه « 3 » را كه اميرى بود از جملهء اقارب تركان خاتون بشحنگى سمرقند نامزد فرمود و سلطان متوجّه خوارزم گشت وفود سعود بر يسار و يمين و انوار اقبال بر قفا و جبين
نهاده غاشيه خرشيد بر دوش * ركابش كرده مه را حلقه در گوش درفش كاويانى بر سر شاه * چو لختى ابر گفتى بر سر ماه دهان دور باش از خنده مىسفت * فلك را دور باش از دور مىگفت
چون سلطان بخوارزم رسيد كار بزم را بسنجيد و تاينكو « 4 » را بفرمود تا بكشتند و به آب انداختند و ازين فتح هيبت سلطان در دلها يكى هزار شد و ملوك اطراف به حضرت او رسل و هدايا متواتر كردند و در طغراى مبارك او را « 5 » ظلّ اللّه فى الأرض نوشتند و منشى ملك فخر الملك نظام الدّين فريد جامى راست
شهنشاها جهان بخشا توئى آنك * توان از همّتت خواهد فلك قرض به چشم همّتت كمتر نمايد * ز يك ذرّه جهان در طول و در عرض همه پاكان كرّوبى بعهدت * پس از تقديم شرط سنّت و فرض
هامش
( 1 ) ب : انرار ، ج : انزار ، ( 2 ) كذا فى جميع النّسخ اعنى « خيل و خيول » ، ( 3 ) آ : ترتبه ؟ ؟ ؟ ، ه : ترتبه ، د : تربنه ، ج : برتنه ، ب : برتنه ؟ ؟ ؟ ، ( رجوع بص 76 ح 2 ) ، ( 4 ) كذا فى آ ب ج ، ه : تانيكو ، د : سانيكو ، ( 5 ) ه بجاى « مبارك او را » : او تكش ( كذا ) ،