تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 78

مساهمون:

ص٧٨
و از جانبين كمان و تير معزول شد و كارد و شمشير مسلول ، آواز تكبير از صفّ سلطان و عزيف مزمار و صفير از قبل آن شيطان ، قتام چون غمام انگيخته شد و سيوف چون برق آهخته « 1 » ، سلطان صاحب رايات انّا فتحنا شده و دشمنان نشانهء آيت
إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ مُنْتَقِمُونَ
گشته ، نسيم لطف ربّانى در وزيدن آمد و مرغ دل مخالفان در طپيدن ، تا وقت نماز « 2 » لشكر جمله آواز بركشيدند و بر آن مدابير حمله كردند بيكبار قوم خطا « 3 » ايدى سبا گشتند يكى از لشكر منصور و هزار از دشمن مقهور شيرى و هزار آهو بازى و هزار تيهو اكثر آن فرقهء ضلال در زير شمشيرها ناچيز گشتند و تاينكو « 4 » در معركه زخم خورده و چون اصحاب خان ختاى بر روى افتاده و كنيزكى بر سر او ايستاده يكى خواست تا سر او جدا كند كنيزك فرياد برآورد كه تاينكوست « 5 » حالى او را بربست و به خدمت سلطان آورد او را با فتح نامها به حضرت خوارزم روان كردند و بدين ظفر لشكر توانگر گشت و برين نعمت صاحب دولت شدند هر كس را بر حسب هوى مقصود حاصل شد و هر قومى را فراخور تمنّى معشوقه در كنار آمد و بدين فتح كه حكم ع ، لها محبّان لوطىّ و زنّاء « 6 » ، داشت مجنون بليلى رسيد و وامق بعذرا طايفهء ارباب ملاهى به ماه پيكران تمتّع گرفتند و منتظران آمال باحراز مال و جمع خيول و جمال رفع يافتند و بهر جانبى از ممالك سلطان مبشّر بفتحى كه ميسّر شده بود روان شد و در هر نفسى ازين بشارت انسى و در هر روحى ازين فتوح روحى بود و هيبت سلطان در دلها يكى هزار شد و سلطان محمّد را بر سبيل معهود در القاب اسكندر الثّانى نوشتند سلطان فرمود كه امتداد مدّت سنجرى در ملك زيادت
هامش
( 1 ) ه : آهيخته ، ( 2 ) ه افزوده : ديگر ، ( 3 ) كذا فى آ ، و نوشتن « خطا » با طاء مشاله در نسخهء آ در نهايت ندرت است ، ( 4 ) كذا فى ب ، آ : تاينكو ؟ ؟ ؟ ، ج مشكوك بين « تاينكو » و « تانيكو » ، د : سانيكو ، ه جمله را ندارد ، ( 5 ) كذا فى ب ج ، آ : تاينكو ؟ ؟ ؟ ، د : سانيكو ، ه مشكوك بين « تاينكو » و « تانيكو » ، ( 6 ) من قصيدة مشهورة لأبى نواس و صدره « من كفّ ذات حر فى زىّ ذى ذكر » ،