و مور عرض داد چون سلطان از جيحون فناكت عبره كرد پلى را كه جهت عبور لشكر بر آب بسته بودند فرمود تا فراآب دادند تا لشكر دل در آب گذارند و تر دامنى نكنند و آب از كار نبرند و آب اسلام را كه از مدّتى باز از جويبار آن ديار انداخته بودند بازآرند و آبى از هدايت بر آتش ضلالت ايشان زنند بلك آتشى كه وقودها النّاس و الحجارة اعدّت للكافرين در آن آتشپرستان زنند مگر راكدات رياح اسلام باز در وزيدن آيد و عاصفات ادبار ديار ايشان را نيست كند و نكباى نكبت خرمن مراد آن باد پيمايان را بر باد دهد و خاك مذهب « 1 » در چشم آن خاكساران زند و دست آن خاك پايان از ملك كشيده كند تا بصحراى ايلامش « 2 » رسيد و تاينكو « 3 » با لشكر جرّار در پنداشت و اغترار و قدرت خود فريفته و بمردان و سلاح شيفته و مستظهر بمعبر سيحون و فارغ از مغيّر كن فيكون
بر آب تكيه مكن ورنه بيهده چو حباب * بر آب نقش نگارىّ و باد پيمائى
و اتّفاق ملاقات و موازات صفوف جمعهء بود در ربيع الأوّل سنهء سبع و ستّماية سلطان فرمود كه تهاون و تعلّلى مىآرند و قدم اقدام در ننهند چندانك خطباى اسلام بر منابر پاى نهند و دعاى اللّهمّ انصر جيوش المسلمين و سراياهم بگويند آنگاه از جوانب جمله حمله كنند مگر بدعوات خطباى اسلام و آمين مسلمانان يزدان نصرت دهد بر فرمودهء سلطان ترصّد آن وقت كردند و جوانان از جانبين چالش و سواران بر رقعهء حرب پياده فرومىكردند تا تنور حرب تفسيده گشت
خروش كوس و بانگ ناى برخاست * زمين چون آسمان از جاى برخاست
سپهداران علم بالا كشيدند * دليران رخت بر صحرا كشيدند
هامش
كذا فى ب ج ، آ : تاينكو ؟ ؟ ؟ ، د : سانيكو ، ه جمله را ندارد ،
( 1 ) كذا فى آ ج د ه ، ( ؟ ) ، ب بتصحيح جديد : مذلّت ،
( 2 ) كذا فى آ ج د ، ب ه : ايلاميش ،
( 3 ) كذا فى ه ، آ : تاينكو ؟ ؟ ؟ ، ب : تاينكو ؟ ؟ ؟ ، ج مشكوك بين « تاينكو » و « تانيكو » ، د : ساينكو ،