تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
شد چون از معبر بگذشت و ببخارا رسيد ارباب آن بآثار عدل شامل و جود فايض او مغمور شدند و عراص آن بآوازهء انصاف وافر او معمور و پسر مجانى « 1 » سزاى عمل خود بيافت جزاء بما كانوا يعملون ، و از بخارا بجانب سمرقند روان شد و در مقدّمه رسولان بنزديك سلطان سمرقند سلطان عثمان فرستاد و او را با خان ختاى كور خان سبب خطبهء دخترى كه خان ختاى ابا كرده بود وحشتى واقع شده يمن مقدم مواكب سلطانى را بهزّتى و اريحيّتى كه آثار آن بر جبين احوال او مشاهده مىتوانست نمود استقبال كرد و بر امتثال و انقياد اوامر و نواهى سلطانى شهنشاهى اقبال نمود و خطبه و سكّه بر نام او فرمود و سكّان سمرقند به مكان سلطان مستظهر گشتند و سلاطين در كار دفع خان ختاى مشاورت كردند و بر جهاد و قتال او متّفق و منطبق گشتند و التزام طريقهء حزم و احتياط را اشارت فرمود تا در شهر را مستحكم كنند و ترتيه « 2 » كه اميرى بود از اقرباى مادر سلطان بنيابت خود با سلطان سمرقند نامزد كرد و روى باستعداد كار و احتشاد كارزار آوردند و از آنجا بر نيّت ترتيب جهاد با مردان جلاد ابناى طعان و طراد روان شد چون خبر بكور خان ختاى رسيد او نيز بتاينكو « 3 » كه لباس ملك او را طراز بود و مقامگاه او طراز « 4 » اشارت كرد تا وشكرده « 5 » شد تاينكو « 6 » با خيلاى غرور لشكرى چون مار
هامش
( ص 73 س 12 ) گفت كه « بوقت عزيمت سلطان بماوراء النّهر در شهور سنهء ستّ و ستّمايه الخ » و بعد ازين نيز گويد ( ص 77 س 14 - 15 ) كه جنگ بين سلطان و قراختاى در ربيع الأول سنهء 607 واقع شد ، پس واضح است كه توجّه سلطان بماوراء النّهر يا در همان سنهء 606 بوده است يا در اوايل سنهء 607 على الأكثر ، ( 1 ) كذا فى ج د ( ؟ ) ، آ ب : محانى ، د اصل جمله را ندارد ، ( 2 ) كذا فى ب ، آ در اينجا : ترتيه ؟ ؟ ؟ ، در ورقa82 : ترتيه ؟ ؟ ؟ ، ورقb82 سه مرتبه : ترتيه ؟ ؟ ؟ ، ترتيه ؟ ؟ ؟ ، ترتيه ؟ ؟ ؟ ، پس از مقايسهء اين مواضع مختلفه محقّق مىشود كه آ نيز اين كلمه را ترتيه ميخوانده است ، - ه : ترتبه ، د : تربنه ، ج : برتنه ، ( 3 ) كذا فى ب ، آ : تاينكو ، ج : با تاينكو ، ه : مشكوك بين « بتاينكو » و « بتانيكو » ، د : سانيكو ، ( 4 ) كذا فى ب ج د ، آ ب : طرار ، ه اصل جمله را ندارد ، ( 5 ) ب بتصحيح جديد : شكرده ،