الملك علق بعزّ ذو ثمن * و ابن « 1 » مدّى « 2 » بغاه « 3 » مجّانا
لا يصلح الملك و السّرير لمن * كان ابوه يبيع مجانا « 4 »
و سلطان نيز فى نفس الأمر از تحكّمات ختاى و استخفاف ايلچيان و رسل ايشان سير آمده بود و از قبول اداى مالى كه پدرش تكش بوقت استمداد ايشان بر برادر خويش سلطانشاه قرار نهاده بود متبرّم شده و سالبسال كه رسولان ختاى مىآمدند آن مال ادا مىكرد و از آن غصّه بر خود مىپيچيد و نقض ميثاق را بهانهء ميطلبيد تا در سنهء « 5 » كه رسولان ختاى مقدّم ايشان توشى ؟ ؟ ؟ « 6 » بر عادت مستمرّ بطلب مال آمد « 7 » برقرار معهود با سلطان بر تخت مىنشست و بواجبى حرمت حشمت رعايت نمىكرد و نفس شريف از تحمّل استخفاف هر ناكسى ابىّ باشد فرمود تا آن بى خرد را خرد كردند و در آب انداخت و به حكم آنك
عليك بهذا السّيف فاقض ديونه * فللسّيف حقّ عند كفّك واجب « 8 »
مخالفت اظهار كرد و مكاشفت پيدا و در سنهء « 9 » متوجّه آن طرف
هامش
( 1 ) تصحيح قياسى ، و قطع همزهء وصل ابن به جهت ضرورت شعر است ، - د : و اين ، ا ب ج ه : و اين ،
( 2 ) كذا فى آ ( ؟ ) ، ج : مدّى ، ه : مدّى ، ب د : مدى ،
( 3 ) تصحيح قياسى ، د ه : نعاه ، آ : ثعاه ، ج : نفاه ، ب : نقاه ؟ ؟ ؟ ، - تصحيح اين مصراع مشكوك است و ظاهرا « مدّى » ( ؟ ) نام يا لقب پدر اين شخص بوده است ، يعنى سلطنت چيزى نفيس است و ناياب و گرانبها و پسر مدّى ( ؟ ) آن را رايگان طلب كرده و بدست آورده است ،
( 4 ) كذا فى آ ب د ( ؟ ) ، ه : محّانا ، ج :
محّانا ( كذا ) ، - ضبط اين كلمه و اطّلاع بر معنى آن ميسّر نشد ،
( 5 ) بياض در آ ب ، ه بدون بياض ، ج : سبع و ستّماية ، د : ثمان ( فقط ) ، - نسخهء ج د ظاهرا غلط است چه خود عزيمت سلطان بجانب ماوراء النّهر بجنگ قراختاى در سنهء 606 بود ( رجوع كنيد بص 73 س 12 ) پس قتل رسول ختاى كه سبب اصلى اين خصومت بوده است بالضّرورة بايد قبل از اين تاريخ يعنى 606 واقع شده باشد ،
( 6 ) كذا فى آ ( ؟ ) ، ب : توشى ؟ ؟ ؟ ، ج ه : توشى ، د ندارد ،
( 7 ) د : آمدند ،
( 8 ) لأبى بكر الخوارزمى من قصيدة يمدح بها شمس المعالى قابوس بن وشمكير ذكرها العتبى في التّأريخ اليمينى ،
( 9 ) بياض در آ ب ، ه بدون بياض ، ج : المذكور ، د : و هم درين سال ، - شكّى نيست كه مقصود سنهء 606 يا 607 است چه سابق