از مشاهير شعراء كه معاصر اين دو برادر و مدّاح ايشان بودهاند يكى خواجه همام الدّين تبريزى شاعر معروف است و ديوان وى مشحون است بمدايح و مراثى اين خانواده ، و ويرا مثنويئى است عشقيّه در بحر هزج مسدّس به وزن خسرو شيرين نظامى موسوم بصحبت نامه و آن را بنام خواجه شرف الدّين هرون بن شمس الدّين جوينى توشيح نموده است « 1 » ،
و ديگر شيخ سعدى شيرازى معروف است و ويرا در مدايح ايشان قصايد غرّاست ، از جملهء قصيدهء مشهور در مدح علاء الدّين عطا ملك كه مطلعش اينست :
هر آدمى كه نظر با يكى ندارد و دل * * به صورتى ندهد صورتى است لايعقل
از آنكه من بتأمّل در او گرفتارم * * هزار حيف بر آنكس كه بگذرد غافل
و منها فى المديح :
به هيچ خلق نبايد كه قصّه بردارى * * مگر به صاحب ديوان عالم عادل
سپهر منصب و تمكين علاء دولت و دين * * سحاب رأفت و باران رحمت و ابل
كف كريم و عطاء عميم او نه عجب * * كه ذكر حاتم و امثال او كند باطل
بدور عدل تو اى نيكنام نيكانجام * * خدايراست بر آفاق نعمتى طائل
هزار سعدى اگر دائمش ثنا گويد * * هزار چندان مستوجب است و مستأهل
و قصيدهء ديگر كه مطلعش اينست :
كدام باغ بديدار دوستان ماند * كسى بهشت نگويد ببوستان ماند
هامش
يكى از ايشان و من خود نيز تاكنون اصل اين مقامات را نديدهام تا حقيقت امر را معلوم كنم ،
يك نسخه از اين مقامات زينبيّه در موزهء بريطانيّه در لندن محفوظ است ، رجوع كنيد بفهرست قديم نسخ عربى موزهء بريطانيّه ص 319 نمرهء 669 ، و حاجى خليفه در باب ميم ، و تاريخ علوم عرب لبروكلمن آلمانى ج 2 ص 159 ،
( 1 ) يك نسخه از اين صحبت نامه در ضمن ديوان وى در كتابخانهء ملّى پاريس موجود ست (b127 -b115 .ff، 1531 .Suppl . pers) .