الدّين محمّد حاكم اصفهان و عراق عجم موشّح نموده است چنان كه در ديباچهء هردو كتاب صريحا مسطور است ،
و ديگر استاد فاضل صفىّ الدّين عبد المؤمن بن يوسف بن فاخر الأرموىّ كه در حسن خطّ و موسيقى از نوابغ عصر و از اشهر مشاهير دهر بود ، در حسن خطّ وى در عداد خطّاطين بزرگ مانند ابن مقله و ياقوت و غيرهما معدود است و در موسيقى خود ضرب المثل و استاد اساتيد عصر و صاحب تصانيف مشهوره است ، ابن تغرى بردى گويد بعد از اسحق بن ابراهيم موصلى نديم هرون الرّشيد هيچكس در اين صنعت بپايهء وى نرسيده است ، صفىّ الدّين مذكور كاتب كتابخانهء المستعصم باللّه و مغنّى و نديم او بود و سالى پنج هزار دينار مرسوم وى از ديوان مقرّر بود و بعد از فتح بغداد به خدمت هولاكو رفت و در حضور وى بربط نواخت هولاكو مرسوم او را مضاعف نمود و ده هزار دينار از عايدات بغداد بطريق ادرار سنوى او را مقرّر فرمود پس از آن از خواصّ بستگان و ندماء علاء الدّين عطا ملك و برادرش شمس الدّين جوينى گرديد و ايشان ديوان انشاء بغداد را بوى محوّل نمودند ولى بعد از استيصال خانوادهء صاحب ديوانيان سعادت صفىّ الدّين رخت بربست و كارش بمنتهى درجهء فقر و فاقه رسيد تا جائى كه بالأخره براى سيصد دينار دين كه از عهدهء اداء آن عاجز بود به حكم قاضى محبوس گرديد و در همان حبس وفات يافت در 28 صفر سنهء 693 ، صفىّ الدّين مذكور بغايت مسرف و مبذّر بود و در صرف اموال در ملاذّ و ضيافات مبالغه مىنمود مثلا فقط قيمت فواكه و مشمومات در مجالس ضيافت وى كمتر از چهار هزار درهم نبود « 1 » ، بارى
هامش
( 1 ) ترجمهء حال صفىّ الدّين مذكور در فوات الوفيات لابن شاكر الكتبى طبع بولاق ج 2 ص 18 - 19 و در المنهل الصّافى لابن تغرى بردى ج 4 در حرف عين مفصّلا مسطور است ، رجوع كنيد نيز بوصّاف طبع بمبئى ص 43 ، 55 ، 61 ، 65 ، و كتاب الفخرى لابن الطّقطقى طبع در نبورغ ص 74 ، 449 - 451 ، و ذيل ثمرات الأوراق للأمام تقىّ الدّين بن حجّة طبع مصر در حاشيهء كتاب المستطرف ج 2 ص 164 - 169 ،