بعضى از علما و شعرا كه از مخصوصين اين خانواده بودهاند ،
اين خانواده در دولت مغول مانند آل برمك در عصر خلفا همه اهل فضل و ادب و ارباب جود و كرم و هنرپرور و علمدوست بودند و مجالس ايشان ميعادگاه علما و فضلا و شعرا و آستانهء ايشان محطّ رحال و مهبط آمال بود و بالأخره همه نيز مانند آل برمك يكبارگى مقتول و منكوب گشتند و خانمان ايشان از بيخ برافكنده شد و آثار ايشان بكلّى محو گرديد ، ذهبى در تاريخ الأسلام گويد هركس كتابى بنام ايشان تأليف ميكرد او را نقدا هزار دينار زر سرخ جايزه ميدادند ، و گويد نوبتى اباقا خان ببغداد آمد اين دو برادر براى تشريفات پذيرائى وى جشنهاى عظيم گرفتند و جايزهائى كه در آن موقع بمردم بخشيدند شمرده شد بيشتر از هزار جايزه بود ، لا جرم علما و فضلا از هر جنس و مشرب و از هر طريقه و مذهب پيرامون ايشان گرد آمدند و بنام ايشان تأليفات مفيد پرداختند و شعراى نامدار مدايح ايشانرا در دفتر ايّام مخلّد ساختند و ما به اشاره بنام چند تن از مشاهير ايشان اكتفا ميكنيم :
از جمله امام علّامه استاد البشر خواجه نصير الدّين محمّد بن محمّد بن الحسن الطّوسى المتوفّى سنة 672 است كه رسالهء معروف اوصاف الأشراف را به فارسى در سير اوليا و روش سالكين بنام شمس الدّين محمّد جوينى ساخته و كتاب ترجمهء ثمرهء بطلميوس « 1 » را به فارسى در نجوم بنام پسرش خواجه بهاء
هامش
شنيدهام كه هميشه عارف مشهور پدر صاحب ترجمه را « شيخ سعد الدّين حموىّ » بتحريك ميخوانند و آن سهو واضح است چه اين خانواده چنان كه گفتيم از اهل جوين نيشابور و از اشهر بيوتات قديمهء آن ناحيه بودهاند و ابدا ربطى و مناسبتى با حماة شام ندارند ،
( 1 ) تأليف اين كتاب در نهم جمادى الأولى سنهء سبعين و ستّمايه تمام شده است و يك نسخهء از اين كتاب كه در ربيع الأوّل سنهء 671 يعنى يك سال بعد از تأليف آن نوشته شده است در كتابخانهء ملّى پاريس موجود است (b61 - 1 .ff، 4731Arabe) .