كتابخانهء مذكوره استخراج كرده و خوشبختانه آن را نسوخته است كتابى بوده مشتمل بر وقايع احوال حسن صبّاح موسوم بسرگذشت سيّدنا كه خلاصهء مختصرى از آن را خود مصنّف در جلد سوّم جهانگشاى « 1 » و يك خلاصهء مفصّلترى از آن را رشيد الدّين فضل اللّه در جلد دوم از جامع التّواريخ در تاريخ اسمعيليّهء الموت « 2 » نقل كردهاند ، و اين دو خلاصه در غايت اهمّيّت و قيمت است و معلومات نفيسهء كه در آن مضمّن است در هيچ كتابى ديگر يافت نميشود ،
وقتى كه هولاكو در سنهء 655 پس از فراغت از اسمعيليّه بعزم فتح بغداد و محاربه با المستعصم باللّه در حركت آمد مصنّف نيز در مصاحبت وى بوده است چنان كه صريح جامع التّواريخ است : - « و [ هولاكو ] در اوايل محرّم سنهء خمس و خمسين و ستّمايه با لشكرها در قلب كه مغول قول گويند [ به قصد تسخير بغداد ] بر راه كرمانشاهان و حلوان روانه شد و امراء بزرگ كوكا ايلكا و ارقتو و ارغون آقا و از بيتكچيان قراتاى و سيف الدّين بيتكچى كه مدبّر مملكت بود و خواجه نصير الدّين طوسى و صاحب سعيد علاء الدّين عطا ملك با تمامت سلاطين و ملوك و كتّاب ايران زمين در بندگى بودند » « 3 » ،
يكسال بعد از فتح بغداد يعنى در سنهء 657 بتصريح خود مصنّف در رسالهء تسلية الأخوان « 4 » هولاكو حكومت بغداد را به دو مفوّض نمود و عين عبارتش اينست : - « حاكم دار الملك تؤتى الملك من تشاء و تنزع الملك ممّن تشاء ممالك عراق [ و ] بغداد و خوزستان را چون از قبضهء تصرّف
هامش
( 1 ) مشتمل بر چهار ورق بزرگ از اواخر ورقb159 الى اواخر ورقb163 ،
( 2 ) مشتمل بر 24 ورق وزيرى از ورقa65 -a89 از نسخهء كتابخانهء ملّى پاريس ( 1364persan ment Supple) .
( 3 ) جامع التّواريخ طبع كاترمر ص 264 ،
( 4 ) شرح اين رساله خواهد آمد ،