عهد و جايگاه جغتاى به دو نامزد كرده بودند ، بنابرآن اساس بعد حالت او « 1 » خاتون او يسلون « 2 » و حبش عميد الملك و اركان دولت بر قرا « 3 » اقبال نمودند و چون كيوك خان را بخانى برداشتند سبب مصادقتى كه داشت با ييسو « 4 » كه پسر صلبى جغتاى بود فرمود كه باوجود پسر نواده چگونه ولىعهد باشد ييسو « 5 » را در مملكت او نشاند و حلّ و عقد كارهاى ملك ايشان بدست او داد و ييسو « 6 » دايما بشرب مشغول بود هشيارى ندانستى و مستى عادت داشتى از بام تا شام شراب خوردى چون او متمكّن شد با حبش عميد سبب موافقت او با قرا در خشم بود و قاصد او ، در اوّل حالت حبش عميد « 7 » پسران خود را بپسران جغتاى داده بود و هريك را بيكى از پادشاهزادگان نامزد كرده و « 8 » بهاء الدّين مرغينانى « 9 » را سبب فضل و دانش در مقابل پسران مىداشت « 10 » به خدمت ييسو « 11 » داده بود ، چون سبب قدمت خدمت « 12 » به نسبت كار او « 13 » نيز « 14 » متمكّن و منصب وزارت ييسو « 15 » به دو مفوّض شد و حبش عميد « 16 » مصروف گشت هرچند امير « 17 » امام بهاء الدّين مراسم و آداب حرمت بتقديم مىرسانيد و چند نوبت ييسو را « 18 » از قصد كلّى كه با حبش عميد داشت منع كرد امّا كينهء
هامش
( 1 ) يعنى بعد از وفات جغتاى ،
( 2 ) د : بسلون ،
( 3 ) آ ج ه : قرار ، د اصل جمله را ندارد از « واركان دولت » تا « حبش عميد » در ص 230 س 9
( 4 ) آ : تيسو ، ب ه : ييسو ؟ ؟ ؟ ، ج : بسو ؟ ؟ ؟ ، د : ندارد ،
( 5 ) كذا فى ه ، آ : تيسو ؟ ؟ ؟ ، ب : ييسؤ ؟ ؟ ؟ ، ج : ييسو ؟ ؟ ؟ ، د : ندارد ،
( 6 ) آ : تيسو ؟ ؟ ؟ ، ب : ييسو ؟ ؟ ؟ ، ج : آ : تيسو ؟ ؟ ؟ ، ه :
ييسو ؟ ؟ ؟ ، د ندارد ،
( 7 ) ج : عميد الملك ،
( 8 ) ب : واو را ندارد ،
( 9 ) هذا هو الظّاهر ، آ : مرعسايى ؟ ؟ ؟ ، باقى نسخ ندارد ،
( 10 ) سوء تأليف ، يعنى جغتاى بهاء الدّين را بسبب فضل و دانش در مقابل پسران حبش عميد مىداشت و او را بخدمتگذارى پسر خود ييسو داده بود ،
( 11 ) آ : تيسو ؟ ؟ ؟ ، ب ه : ييسو ؟ ؟ ؟ ، ج :
تسسو ؟ ؟ ؟ ، د ندارد ،
( 12 - 14 ) ب : در تمشيت مهمّات ،
( 13 ) يعنى بهاء الدّين مرغينانى ،
( 15 ) كذا فى ه ، آ : تيسو ؟ ؟ ؟ ، ب : ييسو ؟ ؟ ؟ ، ج : يسسو ؟ ؟ ؟ ، د ندارد ،
( 16 ) ج : عميد الملك ،
( 17 ) ج : ندارد ، ب خطّ ترقين كشيده ،
( 18 ) كذا فى ه ، آ : تيسو ؟ ؟ ؟ ، ب : ييسورا ؟ ؟ ؟ ، ج : يسيو ؟ ؟ ؟ ، د ندارد ،